بازی

بازی‌های نوستالژی هیچ کمکی به صنعت گیمینگ نمیکنند

بنظر میرسد گیمینگ ( و متعاقباً گیمر ها ) علاقه خاصی به زنده کردن گذشته دارند. در حال حاضر حباب بازی‌های بازسازی شده تا حد زیادی بزرگ شده است اما هنگامی که این حباب بترکد، ممکن است به کلی این صنعت را فلج کند !

اگر از آن دسته افرادی نباشید که بدنبال بازی‌های درجه دو هستند، متوجه خواهید شد که صنعت بازی‌های ویدئویی، اخیراً در حال دست و پنجه نرم کردن با مسئله زنده کردن بازی‌های قدیمی بوده است. در حقیقت اگر این صنعت بخواهد زیادی به ندا های قدیمی گوش فرادهد، ممکن است شاهد تبدیل سازندگان به یک ماشین زمان باشیم.

آیا تولیدکنندگانی که در حال بازیابی بازی‌های ناب گذشته هستند، باز هم میتوانند آثار هنری برجسته‌ و خلاقانه‌ای از خود برجای بگذارند تا ما آن‌ها را بخاطر سپرده و دوستشان بداریم؟


نمونه مورد بحث: نینتندو

بازی‌های نوستالژی

از شاخص ترین شرکت هایی که خود را به شدت وابسته اولین نسل بازی‌های ویدئویی میبیند، بدون شک نینتندو است. در واقع، قول میدهم که افراد زیادی حتی قبل از رسیدن به این بند، نام نینتندو را در ذهن داشتند. البته این ارتباط منطقی هم بنظر میرسید؛ نوستالژی یکی از بازار های هدف نینتندو است، در‌واقع تنها هدف نینتندو از ساخت سخت‌افزار های جدید، پیاده‌سازی بازی‌های نوستالژی است. هرگاه شرکت تصمیم میگیرد سخت‌افزار جدید، سنسور های حرکتی یا صفحه های ۳ بعدی را آزمایش کند، با استفاده از قفسه بازی‌های ارزشمند قدیمی تلاش میکند جنبه‌ای آشنا به فناوری های نو بدهد.

البته نینتندو حداقل ثابت کرده است که استفاده از نام های آشنا و سری بازی‌های نوستالژی میتواند به فروش سخت‌افزار های جدید کمک کند. آن‌ها همچنین با‌عرضه کنسول هایی مثل SNES Classic موضع خود نسبت به استفاده از نوستالژی را بیش از پیش روشن کردند. اما اگر نینتندو تصمیم بگیرد در دراز مدت نیز همین رویه را ادامه دهد و به تولید محتوای جدید نپردازد، باید انتظار چه اتفاقاتی را داشته باشیم؟‌ حداقل این که سوپر ماریو از راه رفتن خسته خواهد شد !

مقاله مرتبط: پادشاه کنسول های ۲۰۱۷ : ایکس‌باکس وان یا پلی‌استیشن ۴ ؟


همان قدیمی‌ها یا بهتر ؟

بیایید یکی از مهمترین رویداد های مربوط به گیمینگ سال را بررسی کنیم: نمایشگاه سرگرمی‌های الکترونیک. اعلان عرضه های بزرگ امسال چه بودند ؟ نسخه جدید God of War، نسخه جدید Metroid، نسخه جدید Assassin’s Creed، نسخه جدید Far Cry و همچنین نسخه های جدید Beyond Good and Evil و Wolfenstein. البته از نسخه های بازسازی و باز عرضه شده مثل Age of Empires، Skyrim، Shadow of the Colossus و Rocket League هم باید یاد کرد. با یک نگاه میتوان متوجه شد که تعداد اسامی آشنا بسیار بیشتر از اسامی جدید است.

خارج از این نمایشگاه نیز، پیش نمایش بازی‌های مثل Final Fantazy VII بازسازی شده و Sonic Mania را شاهد بودیم که عملاً توسط طرفداران و برای طرفداران بازی‌های نوستالژی ساخته شده بود.

بیاد داشته باشید که ما در اینجا کیفیت بازی‌های مذکور را مورد پرسش قرار نمیدهیم. البته که من و احتمالاً بسیاری از خوانندگان این مقاله از بازی جدید Doom بسیار لذت بردند. البته من از طرفداران Crash Bandicoot نیستم اما اگر استودیو Activision تصمیم به بازسازی بازی Spryo بگیرد، احتمالاً ماه ها خود را سرگرم بازی کردنش کنم. همچنین بعضی از سری بازی‌های بازسازی شده معروف مثل System Shock 3 بجای آنکه باعث درآمدزایی برای سازنده بشنود، مانند نامه‌های عاشقانه یک طرفدار برای یک اثر هنری است که بعد از سال‌ها هنوز جذابیت خود را از دست نداده است.

مسلماً این حرف‌ها در مورد همه نمونه‌های بازسازی شده، صدق نمیکند. اگرچه با نگاه به تقویم زمان عرضه بازی‌های نوستالژی بیشتر به این نتیجه میرسیم که شرکت ها به دنبال دوشیدن شیر طرفداران نوستالژی هستند و این بازی‌ها به درخواست بازیکن های واقعی ساخته نمیشود ! حال باید به این فکر کرد که چه می‌شود اگر مخاطبین، به کلی علاقه خودرا نسبت به بازی‌های بازسازی شده و باز عرضه شده از دست بدهند ؟


دنیایی بدون بازسازی

بازی‌های نوستالژی

در فرایند پردازش این سناریو با ما همراه باشید:‌ وقتی نسل جدیدی از کنسول های بازی عرضه میشود، توسعه دهندگان اجازه ندارند تا بازار آن را با سری بازی‌های نوستالژی و قدیمی پر کنند. دنیایی را تصور کنید ( حتی اگر سخت است !) که برخلاف دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم که این عمل کاملاً عادی محسوب میشود، انجام اینکار وجهه بدی بهمراه داشته باشد.

خب، در این دنیای فرضی تولیدکنندگان اصلی و شرکت های ثالث برای جبران فقدان بازی‌های نوستالژی، بجای داستان و چهره‌های آشنا، به تولید بازی‌هایی با گیم‌پلی جذاب، هنر های وزین و خط داستان‌های دلربا برای فروش بهتر بپردازند. ممکن است این بازی‌ها شبیه به بازی‌های قبلی باشند یا از آن‌ها الهام بگیرند، اما چیزی جدید روی آن خواهند ساخت.

مقاله مرتبط: ۱۰ دلیل برای بازی نسخه بتا «DESTINY 2 »

دنیایی را تصور کنید که ساخت ادامه‌ای از درصد زیادی از سری بازی‌های قدیمی، به عنوان بازی‌های کوچک و جانبی تلقی میشد یا بطور کلی درنظر گرفته نمیشد. البته این دنیا مشکلات مخصوص خود را نیز دارد. برای مثال مشتری، خرید هر بازی را نه براساس تجربیات گذشته، بلکه به عنوان یک ریسک مالی قلمداد میکند. اما حداقل باعث می‌شود که صنعت بازی سازی همیشه نگاهی رو به جلو، نه عقب، داشته باشد.


آینده، نه گذشته

مشخصاً من نمیخواهم پیشبینی های تلخی برای آینده گیمینگ داشته باشم، البته که آن‌ها سهم خود را به خوبی از بازار دریافت میکنند. ترس من این است که با پر شدن بازار با بازی‌های قدیمی، گیمر های آینده چیزی به عنوان نوستالژی برای خود نخواهند داشت.

بچه‌ای را در نظر بگیرید که اکنون ۱۰ سال سن دارد. چه بازی‌هایی را به او پیشنهاد میدهد که احتمالاً ۲۰ سال بعد آنرا به عنوان نوستالژی کودکی خود بیاد آورد‌؟ از روی تجربه خود میتوانم بگویم که بوجود آوردن خاطرات خوب برای سری بازی‌هایی که از وسط آن شروع کرده باشید، بسیار سخت است.

بنظر شما چقدر طول میکشد تا گیمر های بالغ به این مسأله پی ببرند که زنده کردن بازی‌های گذشته دستاورد کمی در پی خواهد داشت ؟

مرجع
The Next Web
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن