نقد فیلم

نقد فیلم مادر آخرین اثر آرنوفسکی

هجوم ویرانی

فیلم مادر، برگشت آرنوفسکی به سینمای پر از تشویش و اضطراب اوست. وی پس از فیلم به شدت ضعیف نوح که واقعا شکست بزرگی برای او به حساب می آمد، در اثر جدیدش بار دیگر به همان رویه ی فیلمسازی جمع و جورش برگشته است. البته نوح برای آرنوفسکی یک امتحان بود تا بتواند خود را در پروسه ی هالیوود صنعتی با پیش تولید حجیم ( big productions) تست کند و از فضای آثار کوچک با دغدغه های بزرگ، کمی فاصله بگیرد. اما نوح پروژه ای بود که ثابت کرد دارن مرد این نوع سینما نیست.

مادر در ادامه ی فضایی زنانه است که از قوی سیاه استارت خورد. زن که در ادبیات کهن نماد هستی، آفرینش و زایش می باشد، در اتمسفری مبهم و کابوس وار قرار می گیرد. زن فیلم آرنوفسکی اینبار پیچیده تر از رقاصه ی قوی سیاه است و آدمی را ناخودآگاه به یاد زنهای چند وجهی سینمای لارس فون تریه می اندازد. تا حدی که گویی مادر، آن روی سکه ی فیلم عجیب ضد مسیح است. زنی که در یک کابوس مبهم دست و پا می زند و نوع پیرنگ و درام هیچکاکی فیلم، این کنجکاوی را خلق می کند که تا به آخر به دنبال رمز گشایی جهانی مملو از هجوم سایه ها باشیم. کل فیلم با آن فضای پر از استرس و هیستریکش، آدمی را در ناخودآگاه آزار می دهد، اما آزار فیلم مثلا به اندازه ی فشارهای روحی سینمای فون تریه و هانکه و نوئه نیست، ولی آرنوفسکی با بینش مختص خود، جهان پر رمز و رازش را می سازد.

نقد فیلم مادر! mother دارن آرنوفسکی

اساسا آرنوفسکی فیلمساز رازها است. رازهای نهانی که تا به آخر در زیر هجوم موتیف های روان ژندی قرار گرفته و می خواهد با المان، مسیرش را باز کند.

کل فیلم گویی یک کابوس ترسناک است و می توان در پلان آخر (که زنی دیگر از خواب بلند می شود) اینطور نتیجه گرفت که تمام چیزهایی که دیده ایم یک خواب درهم گسیخته از زن واقعی شاعر است. اوایل فیلم عنوان می شود که مرد خانواده اش را در یک آتش سوزی از دست داده است و بار دیگر زندگی اش را به کمک همسرش ساخته و آن کهربای شیشه ای که اکسسوار مبهم را یدک می کشد، در پایان در کابوس زن به یک تجلی  رمز آلود تبدیل می شود. همیشه مرز میان حقیقت و رویا در خواب مخدوش شده و کابوس گویی خودش شبیه به سینماست. یعنی یک سری موتیف واقعی از زندگی در ذهن ما تشکیل می شود و سپس المان های نمادین وارد این موتیف ها شده و یک مکانیزم میل می سازد. این مکانیزم در تعاریف ژاک لاکان همان قوه ی امر خیال است که با میل ذاتی خیال در ناخودآگاه مخلوط شده و به دنبال سوپر اگو در امر واقعی دست نیافتنی است. حال این واکاوی نشئت گرفته از ترس ها و هوس ها و امیال واپس زده شده ی فردیت است. گویی در خواب، زن واقعی شاعر منیت خود را با پرسناژی جدید تغییر می دهد، پرسناژی که نقش دیگری بزرگ لاکان را بازی می کند. این دیگری، همان نفس مستهلک شده ی ما در جهان واقع و یا همان بیداری است. حال این رویا با سئوالات بی پاسخ همسر اصلی شاعر در هم آمیخته و به دنبال حقیقت مضاعف می گردد. مثلا داستان آن کهربا در خواب اینگونه بیان می شود که قلب زن قبلی شاعر است و این دقیقا از ابهام همسر واقعی اوست. بخش هایی از فیلم همپوشانی حیات حقیقی در بیداری می باشد که در ذهن زن واقعی جریان دارد و بقیه سئوالات بی پاسخ در جهان نمادین ذهن او.

نقد فیلم مادر! mother دارن آرنوفسکی

اما آرنوفسکی در پایان، پلان آخر را به پلان اول(که خواب است) وصل می کند و این هشدار را می دهد که شاید همه چیز در رویا همانند کابوس لمس شدنی در زندگی بیل هارفورد در چشمان باز بسته (استنلی کوبریک) به واقعیت تبدیل شود.

مقاله مرتبط : مادر! فیلم جنجالی دارن آرنوفسکی

اما در ساخت این فرآیند کابوس وار با موتیف خانه، آرنوفسکی یک ارجاع به وضعیت لجن زار و مرداب آدمها در فیلم ملک الموت لوئیس بونوئل می زند. مردابی که فردیت را از درون می بلعد و برآیندش نابودی ابژه می باشد. وقتی هجوم آورندگان در پایان فیلم همه چیز را نابود می کنند و از همه مهمتر تکه هایی از خانه را به یغما می برند، گویی در حال تخطئه ی ابژه ی وجودین زن هستند. چون در دیالوگ های آخر، مرد به زن می گوید: ((تو برای من خانه هستی)) و در فرآیند هضم ابژه ی زن در مرداب نابودی، مرد کودکش را به مهاجمین تقدیم می کند تا آنها به یک مراسم آئینی به شدت مرموز و عجیب بپردازند که شبیه به مناسک پاگانیست های باستانی و شیطان پرستان امروزی است. مراسمی که در آن برای گرفتن قدرت، یک کودک را قربانی می کنند و از جسمش تناول کرده تا به قدرت مرکزی برسند. آرنوفسکی در این سکانس به طور کنایه آمیز رهبر و راهب آنها را شبیه به آلیستر کراولی می کند. جادوگری که پدر و کاهن اعظم شیطان پرستان و کابالایست های یهودی است. به طور جالبی وقتی به مانیفست کراولی که کتاب شریعت است و در آنجا او(آلیستر) اعتراف کرده که این کتاب برایش دیکته شده توسط ابلیس بوده است، رجوع می کنیم، می خوانیم که کراولی از پیروانش می خواهد که خون کودک بریزند و غیر یهودیان را قربانی کنند. دقیقا در سکانسی درست قبل از پلان قربانگاه، افرادی که در حال اسیر کردن دیگران هستند، یکی از آنها می گوید: (( این غیر یهودی را بگیر)). این دیالوگ و آن مراسم قربانی برای مخاطبی که نا آگاه است، واقعا یک سئوال مجهول می باشد اما آرنوفسکی با زیرکی هر چه تمام تر گویی در حال به تصویر کشیدن خشونت مدرنیته و انحراف های ذهنی و آئینی آن است. تا جایی که موتیف خون در سرتاسر فیلم بارها به آن اشاره می شود. خونی که به هیچ وجه پاک ناشدنی است و این همان خون قربانی در این مسلک پیچیده و مبهم می باشد.

نقد فیلم مادر! mother دارن آرنوفسکی

در کلام آخر مادر فیلم بحث برانگیزی است. چه در نوع فرمی که ارائه می دهد و چه در محتوای زایش شده از دل این فرم. مثلا نوع فرمی که در فیلم ارائه می شود یک ساختار مبتنی بر درام پر چالش و تعلیق وار هیچکاکی است که با فانتزی و فضای سور رئال درهم آمیخته شده تا محتوایی دو پهلو بیافریند. حرکت های دوربین هم در راستای همین فرم عمل می کتد و فیلمساز به خوبی در خلق میزانسن های تعقیبی و سوبژکتیو موفق بوده است. نوع بیان و سبک روایی مادر در راستایی است که هم مخاطب عام را تهیج نموده که درام معمایی اثر را با هیجان و حس تعلیق دنبال نماید و هم مخاطب خاص را به ورطه ی حل ابهامات پیچیده ی فیلم می کشاند تا جایی که می توان چنین پروسه ای را موفق ارزیابی نمود.

کارگردان: دارن آرنوفسکی

سال ساخت: ۲۰۱۷

بیشتر بخوانید : پایان فیلم مادر! ( !mother ) چه مفهومی دارد؟

مرجع
آلبالو
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن