سینمای ایراننقد فیلم

نقد و بررسی فیلم خفه‌گی: ویترین براق به هم ریخته

فریدون جیرانی ژانرهای سینمایی  متعددی را تجربه کرده و جزو معدود کارگردانان ایرانیست که سبک جناییتریلر را نیز در کارنامه حرفهای خود دارد. سبکی که با فیلم خفهگی دوباره به دنیای آن قدم گذاشته ولی آیا جیرانی توانسته بر اساس ادعای خود، فیلمی خاص برای مخاطب خاص بسازد یا خیر؟ بیشک کمبود آثاری مثل فیلم خفهگی در سینمای کشور بیداد میکند ولی آیا این کمبود باعث میشود که اثر سینمایی جدید جیرانی حکم لنگه کفش پاره را در برهوت و ورطه آثار تکراری در سینمای ایران پیدا کند و یا میتوان فیلم مذکور را در جایگاهی دانست که حرفی برای گفتن داشته باشد؟

نقد فیلم خفه‌گی - فریدون جیرانی

جیرانی در فیلم خفهگی سعی کرده تا هم پز روشنفکری را نگهدارد و هم مخاطب عام را علاقهمند به فیلمش کند، و از آنجایی که راضی کردن تمام قشرهای سینما کار بسیار سختیست، او هم از پس این کار به درستی برنیامده اما این حرف به اینمنظور نیست که خفهگی فیلم بدی است، بلکه باید آن را به خاطر جسارتش در سوژه و بیان آن ستود ولی میشود از دست فیلمساز دلخور شد که چرا در مواردی کار را به حدی خراب کرده که به کلیت اثر لطمه وارد شده است. البته پیکان این دلخوری نباید صرفا به سمت فیلمساز باشد چرا که مشخصا آنها به دنبال فروش فیلم خود هم بودهاند و متاسفانه تماشاگران کشور ما فیلمی سرتاسر نوآر (ژانری که خفگی در آن درجا میزند) را نمیپسندد. استفاده از دو بازیگر محبوب که یکی از دل تیاتر برآمده (نوید محمدزاده) و دیگری از سینمای عام (الناز شاکردوست) در کنار یکدیگر و تاکید فیلمساز روی دیوانهوار و جنونی بودن فیلم، که این روزها در بین قشر جوانان به نوعی مد تبدیل شده، همه و همه در دست هم داده که فیلم نسبتا خوب بفروشد.(حقیقتا بحث، پیرامون موضوع تبلیغات در سینمای ایران زیاد است و خفهگی میتواند Case Study‌ بسیار خوبی در این مورد باشد ولی صحبت درباره آن در این مطلب نمیگنجد، ذکر همین نکته بس که موزیک ویدیویی که برای فیلم ساخته شده، باعث لو رفتن کل داستان فیلم برای مخاطب می شود؛ به طوری که من قبل از دیدن فیلم، پایان آن را می دانستم!) عوامل ذکر شده در بالا همانطور که گفته شده گاهی ضربهای هم به فیلم وارد کرده که مخاطب حرفهای تر را از آن زده میکند.

نقد فیلم خفه‌گی - فریدون جیرانی

داستان فیلم در یک بیمارستان روانی روایت میشود.سرپرستار این تیمارستان دختری تنها با نام صحرا مشرقی(با بازی الناز شاکردوست) است که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند و با آمدن یک بیمار جدید(با بازی بازیگر جوان و آیندهدار سینما، پردیس احمدیه) به بخش زندگیاش دگرگون میشود. این بیمار همسر یکی از دوستان قدیمی دکتر، به اسم مسعود ( با بازی نوید محمدزاده) است و مراقبت از او بر عهده صحرا گذاشته میشود. بعد از گذشتی از دقایق اولیه فیلم کاشف به عمل می آید که همسر مسعود (که از قضا دخترعموی او نیز هست) از قصد خودش را به دیوانگی زده تا از دست او فرار کند چرا که او را یک شیاد جانی می پندارد که قصد بالا کشیدن ثروت پدرش را دارد. دختر از صحرا می خواهد که کمکش کند تا بتواند از یواشکی از دست مسعود فرار کند و برای مجاب کردن او، به وی قول پول و یک خانه نقلی جمع و جور میدهد. صحرا که نیاز مبرمی به پول دارد، قبول می کند که به وی کمک کند اما کار به این سادگیها هم نیست و صحرا وارد بازی پیچیدهای میشود که خود نیمه دیوانهاش هم در آن نمیداند باید چه کار کند

بیشتر بخوانید:‌ چرا باید سریال BoJack Horseman را تماشا کنید !

اولین نکته و بارزترین ویژگی فیلم بیشک بر سیاه و سفید بودن تصاویر است که میزانسن یخ و بیروحی به فیلم را عطا کرده است. انتخاب لوکیشنها و موقعیتهای جغرافیایی و حتی آبوهوای فیلم (که یک زمستان سرد برفیست) همگی به این فضاسازی کمککردهاند، مضاف بر این موارد بازی سرد بازیگران وارد کار شده و قلب تماشاگر را سنگی میکند. مشکل اصلی فیلم البته در همین بیش از حد رعایت شدنهاست، البته نه اینکه این موضوع به خودی خود ایرادی داشته باشد اما توجه بیش از حد کارگردان به عناصر صحنه (از جمله قاب تصویر، گریم، زوایای دوربین و حتی تدوین کار) محتوای فیلم را فدای فرم آن کرده و با اثری روبرو هستیم که کاغذکادوی دور آن زیباست اما درونش پوچ است.

نقشهایی که تاکنون به محمد زاده در سینما داده شده است، برخلاف هنرنمایی او در صحنه تئاتر، تنوع آنچنانی ندارند و آن را به یک تیپیکال عصبانی در سینما تبدیل کرده که در این فیلم هم همان را تکرار میکند. تفاوت در اینجاست که او به خوبی رل یک نقش منفی را بازی میکند و شخصیتی ماندگار در سینمای بدون آنتاگونیست (آدم بده) ایران درست میکند. از آن سو الناز شاکردوست را داریم که برخلاف محمد زاده توانسته نقش متفاوتی را با سایر آثارش ایفا کند و بازیگریاش را یک پله بالاتر ببرد. این فیلم برای شاکردوست میتواند در کارنامه بازیگری وی سکوی پرتاپی باشد و او را از درجا زدن در فیلمهای گیشه ای و نقشهای کلیشهای رها کند؛ گرچه به دلیل مشکلات فیلمنامه شخصیت صحرا مشرقی در نیمه دوم فیلم کمی غیرقابل باور میشود اما این ایراد به بازیگر آن برنمیگردد و چرخش شخصیت شاکردوست با بازی خوب او همراه است اما متاسفانه به فیلم لطمه وارد کرده میکند.

نقد فیلم خفه‌گی - فریدون جیرانی

بهترین لحظات فیلم دقایق ابتدایی آن هستند که نوآر خالص و شروع خوب آن را در برمیگیرد و فیلم رفته رفته با گافهای کارگردان از این ژانر فاصله میگیرد (نگاه کنید به آوردن موضوع تلگرام به فیلم که خود کارگردان نیز بعد از اکران به این اشتباه اعتراف کرد.)

ساخت آثاری چون «خفهگی» در دنیای تکراری سینمای ایران که آثار آن تبدیل به دو دسته عام پسند سخیف! و یا دنباله رو سکتهزده و ناقص آثار اصغر فرهادی گشته، اتفاقی بدیع محسوب شده و باید آن را جدیتر گرفت. اما در هر حال واضح است که خفهگی میتوانست خیلی بهتر از نسخه فعلی از آب در بیاید ولی برای به دست آوردن مخاطب ایرانی بیشتر که عادت به دیدن چنین فیلم هایی ندارند، بازی را به گیشه واگذار است.

بخوانید: نقد و بررسی فیلم “بازی مالی” (Molly’s Game)؛ داستانی از قمارخانه‌های زیرزمینی

مرجع
آلبالو
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن