نقد فیلم

نگاهی به فیلم «تاریک‌ترین ساعت»، بیانیه سیاسی خوش ادا شده

جو رایت کارگردان حاذقیست که البته اخیرا به قدرتمندی آغاز فعالیت سینماییاش، در سینما ظاهر نشده است. در فیلم تاریکترین ساعت او که بخشی هفت روزه از آغاز نشستن چرچیل روی کرسی وزارت جنگ را نشان میدهد، چشمههایی از هنرنمایی رایت به چشم میخورد اما بیشتر موفقیت فیلم مدیون بازیگر اصلی آن است تا هنر کارگردان. گری الدمن در فیلم تاریکترین ساعت ثابت کرده که یکی از بهترین بازیگران دوران خود است و اگر تا به امروز به هر دلیلی نادیده گرفته شده، الان زمانش است که به احترام قدرت بازیگریاش کلاه از سر برداشته شود. او با گریم سنگین و بینظیر خود کاملا به انسانی دیگر تبدیل شده که تشخیص چهره خودش در فیلم کار بسیار سختیست. بازی که الدمن از شخصیت سیاسی انگلستان یعنی وینستون چرچیل ارایه میکند، ناخودآگاه با فیلم دیگر اخیر ساخته شده از زندگی این شخصیت یعنی فیلم «چرچیل» مقایسه میشود که در آن برایان کاکس نقش این شخصیت تاریخی را ایفا میکرد. شاید بیراه نباشد بگوییم که کاکس هم نقش آفرینی بسیار درخشانی در قبال شخصیت چرچیل انجام داد و متاسفانه بازی او فدای مشکلات فنی فیلم شد. مشکلاتی که در تاریکترین ساعت نه اینکه نباشد، اما کمتر به چشم میخورد.

نقد فیلم تاریک‌ترین ساعت - Darkest Hour

فیلم ربط به ماجرای دانکرک دارد، واقعهای که به طرز عجیبی امسال در دنیای سینما به آن پرداخته شد. فیلم «دانکرک» ساخته کریستوفر نولان این واقعه تاریخیجنگی را از دل خود منطقه نبرد توصیف کرد و فیلم جو رایت، پشت پرده این واقعه را به نمایش میگذارد. شاید ترکیب این دو فیلم میتوانست مشکلات هر دو اثر را رفع کند، به ویژه مشکلات تاریکترین ساعت را که تماما نشات گرفته از فیلمنامه ناقص آن است.

  نقد فیلم تاریک‌ترین ساعت - Darkest Hour

داستان فیلم دقیقا از زمانی شروع میشود که چرچیل جای وزیر دفاع قبلی انگستان را میگیرد و کشور در بحبوحه جنگ و در موقعیت بسیار بدی قرار دارد. او سکان این کشتی در حال غرق را با وجود مخالفین بسیار بر عهده میگیرد و سعی میکند به روش و سبک خودش، انگلستان و سربازانش را در جنگ نجات دهد. در این بین فشارهای زیادی روی او قرار دارد مبنی بر اینکه قرارداد صلحی را آلمان نازی امضا کند و او سرسختانه در برابر این فشارها میایستد. این فیلم نشان میدهد که با از بین رفتن نیروهای مسلح بریتانیا در دانکرک در ماه می ۱۹۴۰، همزمان در سالنهای قدرت در انگلیس چه اتفاقاتی در حال روی دادن بود.

بخوانید: ۱۴ حقیقت که جوکر را بهترین شخصیت منفی می‌کند !

سکانسهای طولانی از مولفههای سینمای جو رایت است که در تاریکترین ساعت هم بیش از پیش به چشم میخورد. فیلمبرداری این سکانسها و بازیگری در آنها کار را سخت تر میکند و از این حیث فیلم ستودنیست. اما فیلمنامهای که در این اثر به کار رفته، بیشتر شبیه به یک بیانیه سیاسی است تا یک اثر سینمایی و داستان در آن نقش چندانی ندارد. شخصیتهای فرعی در فیلم کاغذی هستند و خود کاراکتر چرچیل هم به مثابه بازی زیبای گری الدمن به دل تماشاگر مینشیند وگرنه نه زوایایی از خلق و خوی او نشان داده میشود و نه به زندگی او پرداخته میشود. فیلم به مانند آثار دفاع مقدس سینمای نوین کشورمان، جنگ را از زاویهای بررسی میکند که در آن یک گلوله هم شلیک نمیشود و فضای وهمآور جنگ در دیالوگها وجود دارد. این موضوع صرفا در مونولوگهای طولانی شخصیت چرچیل به چشم میآید و بس. کارگردان سعی نکرده تا هویتی خاص به فیلم ببخشد و به همین مونولوگهای جذاب بسنده کرده و انگار بیشتر از مای بیننده مبهوت بازی بازیگرش شده است و کل فیلم را به امید او رها کرده است. فی الواقع جو رایت آنقدر مشغول به نمایش گذاشتن بازیگری اوست و فیلم را آنقدر شخصیتمحور خلق کرده که فراموش میکند تا به بیننده یادآوری کند در حال حاضر در اطراف این شخصیت چه خبر است و جنگ کجای داستان است؟

نقد فیلم تاریک‌ترین ساعت - Darkest Hour

درام در فیلمنامه جایی ندارد و واقعیات تاریخی با اینکه به درستی در فیلم نمایش داده میشوند ولی مانند کلاس درس تاریخ حوصلهسر بر هستند. موسیقی در فیلم جایی ندارد و صحنهپردازی و از آن مهمتر نورپردازی (نگاه کنید به اولین سکانسی که چرچیل سیگار برگ معروفش را روشن میکند) خوب مک کارتن، وقتی بدون نتهای قوی همراه میشود، تبدیل به نماهایی دلسرد و خستهکننده میشود

نقد فیلم تاریک‌ترین ساعت - Darkest Hour

هیچکس در تاریخ نتوانسته به اندازه الدمن، نقش این سیاستمدار مرموز انگلیسی را به خوبی بازیکند و احتمالا در آینده هم کسی نتواند به این نحو احسنت این کار را انجام دهد، اما فیلمساز این نکته را فراموش کرده که قصه فقط بازیگر نمیخواهد و بار درامی هم باید به آن افزوده شود. اینکه فیلمیاتوبیوگرافی از زندگی شخص مهمی مثل وینتسون چرچیل آن هم در زمان واقعه مهمی مثل دانکرک ساخته شود و تا این حد بیننده را دلسرد کند!! خودش یک هنر بزرگ است که جو رایت توانسته به این موضوع دست پیدا کند.

بخوانید: نقد فیلم بازی مالی (Molly’s Game)

بیشک بعد از دیدن فیلم تاریکترین ساعت به جای آنکه بیننده درگیر جنگ و مشکلات آن شود، تنها بازی و گریم بازیگر اصلی را در ذهن میسپارد. البته این موضوع برای بیننده بینالمللی صدق میکند و قطعا تماشاگران انگلیسی از دیدن این بیانیه سیاسی در قالب یک اثر سینمایی نسبتا خوش ساخت خوششان خواهد آمد.

مرجع
آلبالو
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن