نقد سریال

نقد سریال تلویزیونی “Manhunt: Unabomber” (شکار انسان: یونابامبر)

شبکه “دیسکاوری“ در سریال ۸ ساعته با بازی جذاب “پاول بتانی“ و “سم ورثینگتون“، ماجرای دستگیری یونابامبر توسط اف بی آی را روایت می‌کند. ستاره فیلم آواتار، “سم ورثینگتون“، و ستاره فیلم اونجرز، “پاول بتانی“ در سریال Manhunt: Unabomber گرد‌هم آمده‌اند تا داستان تاریخی درجه یکی از یک ماجرای موش و گربه وار را به نمایش بکشند. البته گفتنی است که سطح سریال را نمی‌توان در عبارت “یک مینی‌سری ۸ ساعته که نشان می‌دهد مقامات قضایی چگونه یونابامبر را دستگیر کردند“ خلاصه کرد !

شخصاً بخش‌های آخر این سریال را بیشتر دوست دارم. پس از دیدن هفت قسمت از هشت قسمت این سریال می‌توان گفت که دیالوگ های دونفره سریال Manhunt: Unabomber گاهی اوقات از حالت تعادل خارج می‌شود. این سریال بیشتر از اینکه به لحظه دستگیری بزرگترین بمب‌ساز آمریکایی و پس از آن بپردازد، درباره نحوه پیشرفت و رسیدن به او را بیان می‌کند؛ مثلاً بیشتر بخش‌های هیجان انگیز مربوط به شکست خوردن راه‌های سنتی و آزمایش روش‌های جدید برای دستگیری یک مجرم است.

نقد و بررسی فیلم Manhunt: Unabomber

نویسنده سریال Manhunt: Unabomber، “اندرو سادروسکی“، در زمان عقب و جلو می‌رود. داستان در سال ۱۹۹۷ آغاز می‌شود؛ “فیتز“ (با بازی ورثینگتون) که در دل طبیعت به تنهایی زندگی می‌کند توسط ماموران اف بی آی پیدا می‌شود. ماموران به فیتز نیاز مبرم دارند، چون “تد کزینسکی“ (انابمبر) اعلام کرده است که تنها با ماموری که او را دستگیر کرده است،‌ صحبت خواهد کرد. پس از این صحنه، یک فلش‌بک مارا به سال ۱۹۹۵ و لحظه فارغ التحصیلی فیتز از دانشگاه “کوانتیکو“ می‌برد. او که چندین سال به عنوان پلیس ایالت فیلادلفیا خدمت می‌کرده است، از بیشتر ماموران اف بی آی مسن‌تر بوده اما پرونده درخشان‌تری نیز دارد. همین سوابق درخشان او را راهی سفری به سانفرانسیسکو می‌کند؛ ماموریتی برای دستگیری یک تروریست خانگی که بمب های ساخته شده توسط او در طول چندین قرن۳ کشته و ۲۳ زخمی برجای گذاشته‌اند. دو ماموری که از قبل مسئولیت این پرونده را برعهده داشتند، “دان آکرمن“ (با بازی کریس نوث) و “استان کول“ (با بازی “جرمی باب“)، می‌خواهند پرونده‌ای که سال‌هاست رویش کار می‌کنند توسط فیتز ادامه داده شود و در مواقعی که فیتز پایش را فراتر از شواهد گرد‌آوری شده آنان می‌گذارد، بسیار آزرده‌خاطر می‌شوند.

فیتز دو یار جدید به نام های افسر “تابی“ (با بازی “کیشا کستل هیو“) و “ناتالی“ (با بازی لین کالینز)، یک دانشجوی زبان بورس شده که تهدیدی برای همسر فیتز (به نام “الی“ با بازی “الیزابت ریزر“) محسوب می‌شود، پیدا می‌کند. پس از نمایش فرایند مجروح شدن فیتز و منتشر شدن اعلامیه انابمبر، سازندگان سریال Manhunt: Unabomber، کارگردان “گرگ یایتنز“ و نویسنده “سادروسکی“، وارد ماجرا می‌شوند. آن‌ها تماشاگران را با یک چالش بزرگ روبرو می‌کنند؛ ساعت‌ها زل زدن به صفحه نمایش و خواندن صفحه های این بیانیه که هر چه جلوتر می‌رود هیجان‌انگیزتر می‌شود. خوشبختانه اطلاعات داده شده برای این نیست که خودمان پی به راز داستان ببریم و تنها کافی است که در ادامه با فیتز همراه شوید تا از پرده‌برداری های بزرگ او شگفت‌زده شوید.

بخوانید:‌ ۱۵ راز پشت پرده سریال Friends که از آنها بی‌خبرید !

از نگاه نویسندگی، دفعات تکرار در سریال Manhunt: Unabomber اندکی زیاد است. نمی‌توانید تعداد دفعاتی که فیتز با یک دیوار آجری برخورد می‌کند، به صحبت‌های نامربوط کسی گوش می‌دهد، ناگهان به فضا خیره می‌شود را بشمارید یا بگویید چندبار بر اساس همین صحبت‌های نامربوط، تصمیم های ناگهانی و اکثراً مفید گرفته است. معمولاً اینگونه فیلمنامه‌نویسی را در سریال House شاهد بودیم و حالا که کارگردان آن سریال در اینجا نیز حاضر است، می‌توان گفت که استفاده از این تکنیک به دست فرد حاذقی انجام می‌شود. معمولاً پس از صحنه‌های مذکور، فیتز دوان دوان به سمت رئیس خود می‌رود و از ایده‌های بزرگش برای دستگیری و به دام انداختن یونابامبر صحبت می‌کند که معمولاً با واکنش بسیار سردی از رئیسش روبرو می‌شود. یایتانز بخوبی توانسته مستند بودن این اتفاق را به تصویر کشیده و البته باید از سازنده موسیقی، “گرگوری تریپی“، و ویراستار ها، “لین ارسکین“ و “اسکات ترنر“ نیز بخاطر عمل‌کرد خوبشان نام برد. به لطف افرادی که نامشان ذکر شد، سریال Manhunt: Unabomber بخوبی توانسته نهایت بهره را از معدود صحنه‌های اکشن خود ببرد؛ مخصوصاً صحنه‌ای که ماموران، خوانندگان روزنامه واشنگتن پست را در ساحل تحت نظارت قرار می‌دهند. سریال Manhunt: Unabomber توجه ویژه‌ای به مسائل اخلاقی نیز داشته است؛ مثل مذاکرات بر سر دادن یا ندادن امتیاز هایی که یونابامبر درخواست کرده است.

اما سریال Manhunt: Unabomber را تا قبل از ظاهر شدن “بتانی“ در ساعت دوم، نمی‌توان یک سریال درجه یک نامید. البته شخصاً از میکاپی که برای او در نظر گرفته شده، که او را شبیه به “ویلیام فیچنر“ کرده، راضی نیستم. اما میکاپ نمی‌تواند چشم‌های او را تغییر دهد؛ چشم‌های او نقطه‌ایست که می‌توان از آن تمام احساسات بازیگر را خواند و به همین دلیل به راحتی از میکاپ او گذشتم. در همین رابطه باید بگویم که لهجه بتانی نیز از ثبات معقولی برخوردار نیست و او ممکن است در هر لحظه، کلماتش را با صداهای گوناگون ادا کند اما به مرور متوجه می‌شوید که این اتفاق، یک نقطه ضعف نیست ! این پایین و بالا رفتن تن صدای او یک ویژگی کلیدی این شخصیت برای شبیه شدن به کزینسکی محسوب می‌شود. در ساعت ششم سریال، شاهد زندگی این خلافکار بزرگ در اتاقی ایزوله شده هستیم که امکان انجام آزمایش هایی را بر روی او توسط دانشگاه هاروارد را فراهم می‌سازد. این صحنه‌ها با حضور بتانی بسیار جذاب هستند.

نقد و بررسی فیلم Manhunt: Unabomber

تلاش ورثینگتون برای درخشش در نقش خود ستودنی است اما در سریالی با این سطح، کار او تا حدودی ضعیف دیده می‌شود. به خوبی می‌توانید ببینید که ناراحت بودن او چگونه در زبان و بدن فیتز رسوخ کرده و نبود لطافت در بازی او، شخصیتش را تحت تأثیر قرار داده است. در فیلنامه سریال Manhunt: Unabomber گفته شده که شخصیت فیتز حتماً باید اهل فیلادلفیا باشد و به همین خاطر، ورثینگتن بجای Water می‌گوید Wooter و این تنها تغییری است که او در لهجه‌اش اعمال می‌کند.

در ابتدای سریال Manhunt: Unabomber نکاتی را شاهد هستیم که می‌خواهند به ما بگویند فیتز بخاطر شباهت دیدگاهش نسبت به دنیا با کزینسکی، توانسته او را پیدا کند. اما این موضوع در ادامه نفی می‌شود؛‌شاید دلیل آن این باشد که ورثینگتون نتوانسته به خوبی شخصیت خود را بازی کند. این موضوع، طرز فکر کزینسکی در مورد حذف انسان‌ها به کمک تکنولوژی و مدرنیسم را مورد سؤال قرار می‌دهد.

در آن طرف نیز شخصیت‌های کلیشه‌ای که همیشه در گل غلت می‌زنند، نوث و باب، در راستای اهداف خود حرکت می‌کنند؛ مخصوصاً “کستل هیو“ که به خوبی شخصیت آرامش را بازی کرده و شفاف‌ترین عمل‌کرد را در میان بازیگران دارد. دیگر بازیگرانی که در کنار این دو به ارزش سریال می‌افزایند به شرح زیرند:

مارک داپلاس“ که نقش برادر بی‌ایمان “تد“ را بازی می‌کند، “برایان دارسی جیمز“ که نقش “هنری ماری“، یک روانشناس، را بازی می‌کند و مخصوصاً “جین لینچ“ که با هوشمندی نقش “جنت رنو“ را بازی می‌کند.

نقد و بررسی فیلم Manhunt: Unabomber

اگر سریا Manhunt: Unabomber بتواند موفقیت قابل توجهی کسب کند، شبکه دیسکاوری توانسته یک فرنچایز عالی را ایجاد کند. شیوه ساختاری سادروسکی و کارگردانی خوب یایتانز و البته بازی چشم‌نواز بتانی دلایلی هستند که شمارا ترغیب به تماشای این سریال می‌کنند. قطعاً اگر در آینده داستانی به همین شکل درباره مجرم دیگری نیز ساخته شود، به عنوان اولین نفر آن را تماشا خواهم کرد. این مینی‌سری بسیار بهتر از مینی‌سری “هارلی و دیویدسانز“ است.

تیم بازیگری: سم ورثینگتون، پاول بتانی، کریس نوث، کیشا کستل هیو، الیزابث ریزر، لین کالینز، جرمی باب، مارک داپلاس

سازنده: اندرو ساروسکی

سه‌شنبه ها ساعت ۹ از شبکه دیسکاوری

بیشتر بخوانید: چرا حتما باید سریال بوجک هورسمن را تماشا کنید !

مرجع
hollywoodreporter
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن