انیمیشننقد فیلم

نقد و بررسی فیلم “پیتر خرگوش” (Peter Rabbit)

خرگوش رقاص جیمز کوردون هم مسیر فیلم های "پدینگتون" شده و به خوبی از پس آن بر می آید

هنگامی که اولین پیش​نمایش نسخه جدید و به روز شده “پیتر خرگوش” (Peter Rabbit) چند ماه پیش منتشر شد، واکنش​های اولیه به آن وحشتناک بود. شخصیت دوست​داشتنی و محبوب خلق شده توسط “بتریکس پاتر” در قرن ۱۹ میلادی، به موجودی نفرت​انگیز با صداپیشگی “جیمز کوردون” تبدیل شده بود که از پرندگان آوازه​خوان سوءاستفاده می​کند، برگ​های کاهو را همچون اسکناس​ به هوا پرت می​کند، و مهمانی​های شبانه مبتذلی به راه انداخته و در آن​ها، درست حدس زدید، قر می​دهد. خانم پاتر با دیدن این فیلم ممکن است به جای نوشتن داستان کودکان، به کشت سبزیجاتی غیر از کاهو روی آورد. اما نکته آنجاست که پس از “پدینگتون” (Paddington) – تصاویر پدینگتون ترسناک (creepy Paddington) را یادتان هست؟ اگر نه می​توانید در اینترنت جستجو کنید – همواره بر انتظارات عمومی برای فاصله گرفتن این چنین فیلم​هایی از آن داستان​های اولیه و کلیشه​هایشان افزوده شده است. به طور کلی انیمیشن​های کودکان طنز، زنده و انگیزه​بخش هستند، خصوصا هنگامی که با احساسات و ظرافت​های فردی چون پاتر همراه شوند.

peter rabbit, پیتر خرگوش, Rose Byrne,James Corden

“پیتر خرگوش” که توسط “ویل گلاک” کارگردانی شده است که در کارنامه​اش آثاری چون “مثل آب خوردن” (Easy A) و نسخه بازسازی شده “آنی” (Annie) به چشم می​خورد، نسخه پاتر گونه شده​ای از “پدینگتون” است. به همان شیوه مشابه جلوه​های ویژه رایانه​ای برای خلق کردن شخصیتی انیمیشن بسیار با ظرافت به انجام رسیده است، به گونه​ای که اغلب واقعا متوجه واقعی نبودن این جلوه​ها نخواهید بود. این خرگوش​ها هنوز همانگونه که پاتر توصیف می​کرد، جهش​کنان به این طرف و آن طرف می​روند، اما روی پاهایشان راه رفته، ژاکت​های گران قیمت و شیک می​پوشند، و بر چهره​های ناز و بانمکشان آثار احساسات انسانی نمایان می​شود.

به علاوه، همچون “پدینگتون”، داستان فیلم نیز امروزی شده، اما از آنچه که پاتر تعریف می​کرد، فاصله نگرفته و در ادامه آن است. پیتر بازیگوش همچنان از باغچه آقای “مک. گرگور” دزدی می​کند، و دوستانش، پسرخاله “بنجامین”، خواهران “فلاپسی” و “ماپسی” و “دم پنبه​ای” نیز به او کمک می​کنند. داستان کمی پیش رفته است، مثلا خانم خرگوش از دنیا رفته است، و مک. گرگور پیر و بداخلاق نیز، اکنون همسایه​ای مهربان به نام “بیا” (رز بایرن) دارد که به خوبی نیاز خرگوش​ها به سیر کردن خودشان را درک می​کند. البته آقای مک. گرگور نیز قرار نیست زیاد زنده بماند، برای همین است که برادرزاده بداخلاق، مغرور و شهرزده او، “دمنال گلیسون” به منزل او آمده است تا خانه “منطقه دریاچه” خالی نماند. او درباره مناطق بیرون شهر می​گوید: “من با این مناطق مشکلی ندارم، فقط از نظرم حال بهم زن است.” با توجه به اینکه با مناطق روستایی سرسبز انگلستان آن هم به دور از مرغداری​های کثیف و پر سر و صدا، در این فیلم روبرو هستیم، چیز زیادی برای غر زدن وجود ندارد، البته به جز حیات وحش و خرگوش​هایی که در این نزدیکی زندگی می​کنند.

واضح است که گلیسون نیز از خرگوش​ها خوشش نمی​آید، اما از آنجا که داستان باید جذاب شود، او و بیا به دوستانی خوب تبدیل می​شوند. موضوعی که باعث وحشت پیتر و دوستانش می​شود، خصوصا هنگامی که او سیستم حفاظتی باغچه سبزیجات را ارتقا می​دهد. و این شروع نبردی میان گونه​های جانوری برای بدست آوردن توجه و علاقه بیا خواهد بود، کسی که البته نقش زیادی جز مهران بودن و درک کردن خرگوش​ها ندارد. گلیسون البته در این میان نقش سختتری دارد، او باید هم یک رقیب سرسخت برای پیتر باشد، هم یک نقش اصلی عاشق؛ برای همین است که مدام او را شرایطی سخت می​بینیم، در صحنه​ای مجبور است نقش دوست پیتر را جلوی بیا بازی کند، و در صحنه دیگر، به محضی که بیا محل را ترک می​کند، دعوایی عجیب میان آن دو شروع می​شود.

peter rabbit, پیتر خرگوش, Rose Byrne,James Corden

در واقع اغلب گلیسون، آقای مک. گرگور جدیدی می​شود که باعث می​شود کمی برایش متاسف باشیم. پیترِ کوردون نیز دیگر آن گلوله پنبه ساده و بامزه نیست، اینبار او خرگوشی بازیگوش، سربه​هوا، مغرور اما جذاب است که کمی زیاده​روی می​کند. کارهای او کمی شیطنت آمیز و البته تندتر شده​اند. پاتر حدس هم نمی​زد روزی خرگوش ناز او به حساسیت آقای مک. گرگور متوسل شود تا او را اذیت کند، یا خانه​اش را تله​گذاری کند، طوری که مدام به اینور و آن​ور پرت شود، اما الان قرن ۲۱ است و این چیزی است که در دنیا اتفاق میافتد.

البته فقط نباید منفی بین باشیم. در قسمت مثبت ماجرا، “پیتر خرگوش” سراسر طنز و خنده است، و این همان چیزی است که باعث جلو رفتن داستان بدون توجه به نقاط خالی​اش می​گردد. جانوران جالب دیگری نیز در این فیلم حضور دارند، هرکدام با ویژگی​های طنز خاص خود. از خروس جوانی که هر روز از طلوع آفتاب متعجب می​شود گرفته، تا خوک بسیار متمدنی که گاهی طمعش باعث می​شود ادب را فراموش کند. همچون “پدینگتون” حاشیه طنز فراوانی برای جذاب​تر شدن داستان در این فیلم وجود دارد که برخی خیلی زود فراموش می​شوند، اما انرژی خوبی به مخاطب می​دهند. و البته تا یادمان نرفته، خیالتان را راحت کنیم، از آن قر دادن و برگ​های کاهو را همچون دلار به هوا پرت کردنی که در پیش​نمایش مشاهده کردیم، در فیلم اصلی خبری نیست.

مشکلات “پیتر خرگوش”، مشکلاتی طبیعی و رایج در تمام فیلم​های اقتباسی داستان کودکان است. هنگامی که این فیلم​ها موفق می​شوند همچون “پدینگتون” مخاطبان را جذب کرده و راضی نگه دارند، در واقع داستانی قدیمی را برای نسل جدید زنده نگه داشته​اند. با در نظر گرفتن فروش و امتیازات بالای “پدینگتون”، باید منتظر فیلم​های این چنینی بیشتری نیز باشیم. اما هنگامی که این فیلم​ها شکست می​خورند، همچون فیلم “پرندگان برق​آسا” (Thunderbirds) سال ۲۰۰۴، تبدیل به فیلمی می​شوند که مخاطب احساس می​کند پولش را در جوب ریخته است. البته این را نیز اضافه کنیم که شبکه BBC نیز در اوایل دهه ۹۰ میلادی، سریالی بسیار عالی از داستان​های پاتر تولید کرد که می​تواند بسیار جذاب باشد. در انتها باید بگوییم “پیتر خرگوش” را یک موفقیت می​دانیم، شاید قدم​هایی اشتباه در این میان برداشته باشند، اما در نهایت فیلمی است که مخاطبان جوانش را راضی خواهد کرد.

نظر شما در مورد فیلم “پیتر خرگوش” چیست؟ آیا مشتاق تماشای آن هستید یا آن را فیلمی کسل کننده می​دانید؟

بخوانید: لیست انیمیشن های جذابی که در سال ۲۰۱۸ اکران خواهند شد

مرجع
The Guardian
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن