سینمای ایراننقد فیلم

نقد و بررسی فیلم مالاریا (۲۰۱۵)؛ اثری از پرویز شهبازی

خفگی سوژه !

پرویز شهبازی در طول کارنامه ی فیلمسازی خود ثابت کرده که همیشه دغدغه ی مسائل اجتماعی داشته است. مسائلی که محوریت اصلی آنها جوانان سرگردان میان سنت و مدرنیته و تضاد بین رفتارهایشان در قبال جامعه. او این روند را در نفس عمیق به عنوان یک طرح جدید در شروع دهه ی ۸۰ به تصویر کشید و بعدها با عیار ۱۴ و دربند و مالاریا این روند را ادامه داد.

نقد و بررسی فیلم مالاریا - پرویز شهبازی - آزاده نامداری

فیلم جدید او مالاریا اساسآ در ادامه ی آثار قبلی اوست. تم فیلم فضای گمگشتگی جوانان را در بستر یک جامعه ی سرگردان یدک می کشد و از دل این وصعیت یک بحران خلق الساعه به وجود می آورد و کاراکترهای اصلی باید در بطن آن همراه شوند. مالاریا قصه ی یک دختر و پسر جوان را روایت می کند که از دیار خود، یعنی شهرستان فرار کرده و اینک برای زندگی به تهران آمده اند. یعنی دقیقا تم آثار قبلی شهبازی، مانند فیلم دربند که شخصیت دختر با آمدن به تهران به منجلاب یک بحران خود ساخته سقوط می کند. در مالاریا هم همه چیز از سر اتفاق و پیشامد طرح ریزی می شود. فردی نوازنده بنام آذرخش (آذرخش فراهانی) در جاده از سر اتفاق حنا (سحر قناعت) و مرتضی (ساعد سهیلی) را سوار ماشینش می کند تا باهم به تهران بروند. پیرنگ اثر در قسمت برونگرایی خود تا حدی می تواند فضا را به وجود بیاورد اما مشکل اصلی فیلم به مانند آثار قبلی شهبازی، درون مایه و ساحت سوبژکتیو جهان فیلم می باشد.

نقد و بررسی فیلم مالاریا - پرویز شهبازی - آزاده نامداری

به بیانی در فیلمهای این کارگردان مانند نفس عمیق این مشکل هم وجود داشت. اتمسفر و زیست کاراکترها بر اساس یک مینی مالیسم رئالیستی به ساحت ساخت می رسد اما کنش و واکنش ها و دال و مدلول درام، از درون تو خالی است و همین امر باعث می شود که ما فقط پوسته ی خارجی اثر را ببینیم. کاراکترهای مالاریا در همان موضعه ی تیپ خود باقی می مانند و نمی توانند به پرسناژ تبدیل شوند. این مدل داستانگویی و شخصیت سازی اساسآ متعلق به استادی بنام عباس کیارستمی است و شهبازی یا به طور خودآگاه و یا ناخودآگاهانه در حیطه ی شخصیت پردازی، تحت تاثیر سینمای بدون پرسناژ کیارستمی قرار می گیرد. اما فرق اصلی بین جهان این دو فیلمساز اینجاست که کیارستمی دنیای انتزاعی خود را بلد است بسازد و زمان و اتمسفر و محیط را برای خود می کند و نبود ساحت پرسناژ با فرم سینمایش یک ارتباط دینامیکی دارد. اما در سینمای شهبازی سبک روایت و نوع داستانگویی برعکس مدل روایت کیارستمی وار بوده و فیلمساز در اینجا می خواهد در وهله ی اول در دل یک رئالیسم الساقی، رابطه خلق نماید و سپس به آن بار دراماتیک داده و بحران و سوسپانس به وجود بیاورد. اما این روند تو خالی بودن بن مایه، مشکل اساسی سینمای اوست. ما در طول زمان فیلم به درستی متوجه ی ساحت و زیست کاراکترها نمی شویم. حنا و مرتضی به چه دلیلی از شهرستان به تهران آمده اند؟ با اینکه چند مونولوگ رادیویی و چند پلان بد به سبک فیلمفارسی از پدر دختر می بینیم که او از خانه فرار کرده و …. اما این اکت های اضافی، نمی دهد زیست پرسناژ و شیمی حالت کاراکتر.

در طول اثر حتی به وجود آمدن بحران هم به شدت باسمه ای و ساده انگارانه است. با آمدن حنا و مرتضی صاحب خانه ی آذرخش یکدفعه او را از خانه بیرون می کند(با اینکه می توانست خیلی قبل تر این کار را انجام دهد)، دستگیر شدن ابتدایی مرتضی که فیلمساز می خواهد از دل این غیبت پسر عاشق، برای ادامه ی کنش در درامش بین مثلث مرتضی و آذرخش و حنا یک بحران به وجود آورد که بعدها با آشتی کردن خیلی آبکی مرتضی می فهمیم که این بحران هم شوخی بوده و در نهایت تعلیق فیلمفارسی وار یک پدر سنتی با برادرهای دژم و خشمگین که می خواهند خون دختر را بریزند، کلیت درام را تشکیل می دهد و از همه بدتر از دل این سرگردانی سوژه و خفگی بن مایه، یک مانیفست سیاسی هم در می آید که چقدر آن قسمت فیلم که تبدیل به ویدئو کلیپ می شود مبتذل است و آدمی را به یاد تبلیغات ستاد انتخاباتی می اندازد.

نقد و بررسی فیلم مالاریا - پرویز شهبازی - آزاده نامداری

مالاریا با اینکه در ظاهر می خواهد عدم رابطه و الکن بودن دیالوگ بین نسل ها را در جامعه ی امروزی ایران به تصویر بکشد اما برای این کار فقط به تصویر سازی بیرونی بسنده کرده و با موضعه ی مدیوم مستند می خواهد فیلم داستانی، آن هم با کنش و واکنش های دراماتیک خلق نماید. در این بین شهبازی که همیشه در آثارش از نابازیگران استفاده می کند (شاید بخاطر الهام از کیارستمی) و در این امر مثل بازی سعید امینی در نقش کامران در فیلم نفس عمیق، توانسته گامی رو به جلو بردارد اما در مالاریا بازی های بازیگران به شدت نچسب و ابتدایی و بانالیزه شده از کار در می آید. برای نمونه بازی تینیجری ساعد سهیلی که واقعا اعصاب آدمی را خرد می کند و یا بازی آذرخش که گویا نقش خودش را در زندگی حقیقی ایفا کرده و یا بازی بشدت پرت و پلا و بی اثر آزاده نامداری در نقش دختر عمو که اصلا در حد سینما نیست و به درد مینی سریال های آموزشی تلویزیون در ماه رمضان می خورد، نمونه های ناقص کار شهبازی در اثر آخرش است. اما در پایان می توان به بازی نسبتا متوسط سحر قناعت اشاره کرد که در بعضی اوقات میمیک صورت و اکت هایش خوب است اما او هم به دلیل داشتن مکمل های ابتر، بازی اش منفعل و بی اثر می شود. در کلام آخر همانطور که گفتیم مالاریا تم خوبی برای آسیب شناسی دارد اما گویا فیلمساز زیادی عجله کرده و دست به ساخت اثری دم دستی زده است. فیلمی که در انفعال خود دست و پا زده و سوژه اش از دورن به خفگی و سقط می رسد.

 

 نام: مالاریا (۲۰۱۵)

کارگردان: پرویز شهبازی

امتیاز: ۱۰ / ۴

بخوانید: نقد و بررسی فیلم خفه‌گی؛ ویترین براق ولی بهم ریخته !

مرجع
آلبالو
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن