سینمانقد فیلم

نقد فیلم You Were Never Really Here – تو هرگز واقعا اینجا نبودی

انفعال در پستوی درام

لین رمزی فیلمساز بریتانیایی با فیلم موفق “باید در مورد کوین صحبت کنیم” در سال ۲۰۱۱ نامش بر سر زبان ها افتاد. اثری روانکاوانه با بازی خارق العاده ی تیلدا سوئینتون که نظر سینما دوستان را به خود جلب نمود. حال در سال ۲۰۱۷ در جشنواره سینمایی کن از فیلم جدید رمزی با نام ” تو هرگز واقعا اینجا نبودی ” با بازی خواکین فونیکس برای نخستین بار رونمایی شد که در نهایت جایزه ی بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را از آن خود کرد. در مورد فیلم این کارگردان زن انگلیسی که مورد تحسین اکثر منتقدان فرانسوی و آمریکایی قرار گرفت باید گفت که به زعم نگارنده اثری بسیار خام و نپخته ای است که مشکل اساسی ای در فیلمنامه و شخصیت پردازی دارد. خواکین فونیکس در نقش یک کهنه سرباز که تا به آخر هم مشخص نمی شود در جنگ عراق بوده یا افغانستان، با مادر خود زندگی می کند و یک قاتل خصوصی و استخدامی است. فعالیت های او بیشتر در راستای پیدا کردن رباینده شدگان توسط دزدها و قاتلینی می باشد که در پی باج گیری و قاچاق انسان هستند.

نقد فیلم You Were Never Really Here - تو هرگز واقعا اینجا نبودی

اولین مشکل اساسی فیلم ” تو هرگز واقعا اینجا نبودی ” از نبود انسجام در فیلمنامه و درام اثر نشئت می گیرد و بازی درونگرایی فونیکس بار دیگر همچون چند آثار قبلی اش مانند “خباثت ذاتی” و “مرشد” فقط یک اکت اکتسابی بدون مبنا محسوب می گردد. در پرده ی نخست، پیرنگ اثر روند آرامی را برای معرفی شخصیت اصلی اش پی می گیرد. او عاشق مادرش است و با میانسالی و محاسن جا افتاده اش، به طور دوگانه در اجتماع زندگی می کند. حتی در شروع فیلم کارگردان یک ارجاع فوق العاده به فیلم “روانی” آلفرد هیچکاک زده و به نوعی شخصیت نورمن بیتس (آنتونی پرکینز) را با پرسناژ جو تقارن سازی می کند. در حالتی متوازی اینجا هم یک مادر پیر داریم که همچون فیلم روانی علاقه ی شدیدی بین او و فرزندش جریان دارد و در سکانسی که مادر در حال خوابیدن است یک پلان عالی می بینیم که پیر زن همچون کودکی از جو می خواهد تا کنارش بنشیند که خوابش ببرد چون دیدن فیلم روانی از تلویزیون او را ترسانده است.

نقد فیلم You Were Never Really Here - تو هرگز واقعا اینجا نبودی

اما پس از گذشت ۲۰ دقیقه از فیلم و شروع درام و کلیدزنی برای کشش قصه، همه چیز در دامان آشفتگی و اغتشاش سقوطی آزاد کرده تا حدی که تا پایان، فیلم برای مخاطب در اوج سرگردانی رونمایی می شود. یکی از معضلات جدی برای روایت خرده پیرنگ با چاشنی ابهام، فهم غلط از شخصیت پردازی و درام است که بیشتر فیلمهای امروزه از آن رنج می برند. در ” تو هرگز واقعا اینجا نبودی ” You Were Never Really Here هم همین مشکل، کلیت ساختمان و فرم فیلم را متزلزل کرده تا حدی که فیلمساز برای پیش بردن روایتش دست به کلاژ پلان های بی ربط و بی منطق می زند. رمزی در این اثر مستقل از شروع خوبش، گویی پرسناژ خود را در خلاء و سرگردانی رها کرده و فقط به فکر بازی با ابهامات و موتیف مونتاژ است تا اینکه فیلم در اوج بی مسئلگی، درامش را به دست خود تخطئه می کند.

بیننده تا پایان  بجای رمز گشایی پازل های مختلف، شاهد سرگردانی روایت می باشد و مضامین مختلف از هر گوشه و کناری به سمت درام و بدنه ی قصه هجوم می آورند. ما تا به آخر نمی فهمیم که جو چه شخصیتی دارد؟ او در گذشته چه کار دقیقی انجام داده که امروز کابوس های ماضی رهایش نمی کنند؟ مخاطب به جای اینکه در روایت سکون ببیند و توضبح بصری، با طرح مسائل جدید روبرو می شود. سرباز شکست خورده در جنگ خاورمیانه که این بخش نه هویت دارد و نه موقعیت زمانی یا تصویری از دختران قاچاق شده در ترانزیت و کودکی گمشده ی جو و جیغ و فریاد دختران و زنها. همانطور که می بینید تمامی این مضامین به صورت انضمامی و مفروض روایت می شوند و در پایان به احتمال زیاد به دلیل سرگردانی و گیجی فیلمساز در طرح مسائل مونتاژی و کلاژی اش در اوج حیرانی تمام می شود.

نقد فیلم You Were Never Really Here - تو هرگز واقعا اینجا نبودی

در کلام آخر ” تو هرگز واقعا اینجا نبودی ” می توانست یک اثر خوب و درام روانشناسانه باشد اما به دلیل فیلمنامه ی ناقص و پرداخت غلط در بازی با ابهام و پیچیدگی، تبدیل به فیلمی ابتر و هدر شده گشته که نه مسئله دارد و نه دغدغه ی بصری.

کارگردان: لین رمزی

امتیاز نویسنده: ۱۰/ ۲

نقد و بررسی فیلم رمپیج «Rampage»: احمقانه ولی مفرح!

 

مرجع
آلبالو
تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن