معرفی فیلمنقد فیلم

نقد و بررسی فیلم “غریبه ها: شکار در شب” (The Strangers: Prey at Night)

وحشت کوچک با درامی منسجم

در تاریخ سینما و بخصوص چرخه ی سینمای آمریکا آثار کوچک با کارگردانان و بازیگران گمنام گاهی چنان خوب و اثر گذار از کار در می آیند که آن فیلم را یا به اوج فروش می برد و یا تبدیل به پدیده ای کالت می کند و سالها بعد مورد بازبینی قرار می گیرد. فیلمهایی اعم از: کری، کشتار با اره برقی در تگزاس، مرده ی شیطانی، مهمانپذیر، حلقه، جیغ و…… این آثار با این اینکه اغلب با بودجه ی کمی ساخته می شوند اما بعضا بدلیل فیلمنامه ی خوب و ایده ی ناب بسیار مطلوب واقع می گردند.

نقد و بررسی فیلم غریبه ها: شکار در شب

غریبه ها: شکار در شباثری از فیلمساز گمنام یوهانس رابرتس که در سال ۲۰۱۸ فقط با بودجه ی محدود ۵ میلیون دلار ساخته شد، فیلمی مهیج و هیجان انگیز در ژانر وحشت است. فیلم بر اساس یک داستان واقعی به یک ماجرای هولناک که توسط یک گروه ناشناس در شهرکی کاتنیر نشین رخ داده، می پردازد. در غریبه ها ….” خبری از زامبی ها و موجودات اهریمنی آخرالزمانی نیست که در این سالها بشدت تبدیل به یک ایده ی تکراری گشته و از ترس های آنی مخاطب برای خود طرف ترسناک می بندند. در پلان نخست، گروه شرور به ما معرفی شده و با آن گریم صورت و ماسک های دلقک فرمشان، تکلیف مخاطب را مشخص می کنند. سپس یک خانواده ی چهار نفره برای دیدن دو فامیل سالخورده شان به شهرک مرموز و خالی از سکنه آمده که در نهایت طعمه ی شکار گروه، تامین می گردد…..

در این اثر کوچک و جمع و جور، با درامی نسبتا منسجم طرفیم که با ضعف های ساختاری و لکنت های شخصیت پردازی اش، به صورت اثر گذاری در ژانر وحشت قصه ی خود را نقل کرده و مخاطب را جذب می کند. فیلمساز با روایت داستان ساده و بدون پیچشش “غریبه ها: شکار در شب” به دنبال نمایش تصاویر اگزجره و ترسناک قلابی نیست بلکه در جاهایی حتی با قاب بندی های منظم و سینمایی، بلدی فیلمسازش را به تصویر می کشد. برای نمونه پلان آتش گرفتن وانت فرد شرور و قرار گرفتن کاراکتر دختر در گوشه ی کادر و ماشین از کار افتاده که سوژه ی تهاجمی است، در بک گراند، درام را به نقطه ی هیجان می رساند. نکته ی مثمر ثمر دیگر در غریبه ها…” استفاده ی آن از موتیف ها و مولفه های آثار موفق این ژانر است. برای نمونه تیپ سازی پروتاگونیست های شریر که با اعمالشان آدمی را به یاد شکنجه گران روانی فیلم بازی های مسخره” (میشائیل هانکه) می اندازد که با خونسردی تمام با تیپی همچون کاراکتر فیلم جیغدست به شکار می زنند. حرکت سایکولوژیک و نیمه آنارشیستی این گروه گویی به بن بست های اخلاقی امروز پرداخته که انسان ها برای تفریح به جان یکدیگر می افتند و همانند حیوان، همنوعان خود را شکار می کنند. در پرده ی پایانی فیلم در جایی که یکی از اعضای گروه توسط دختر خانواده ی مزبور زخمی می شود، بدون ماسک و با هویت اصلی اش در مقابل سئوال کینسی که می پرسد: “چرا این کار را انجام می دهید؟با اعتماد بنفس پاسخ میدهد: “چرا انجام ندهیموجود ماسک ها گویی هویت واقعی را از آنها می گیرد و با برگذاری بازی با مرگ، خشونت و عقده های سرکوب شده ی روانی شان را بر سر مردم بی پناه خالی می کنند.

اما یک لکنت متزلزل در هسته ی فیلمنامه “غریبه ها: شکار در شب” هم دیده می شود. بخصوص در بیان برخی کاراکترها، مانند باز شناسایی شخصیت مادر و پدر که خیلی مصنوعی عمل می کنند ولی به طور عکس، خواهر و برادر این فضای خلاء را پر کرده و اساسا درام در قسمت نقش آفرینی شان بر روی محور تصاعدی می افتد. فیلمساز با بهره گرفتن از موتیف تعلیق، مخاطبش را تا پایان نگه داشته و اساسا نبض درام در همین مولفه مستتر است. مخاطب از همان ابتدا می داند که چه اتفاقی می خواهد برای این خانواده بیافتد و همین دانستن او، تعلیق را می سازد. در پایان فیلمساز با پایانی باز و دو گانه، اثرش را با تزریق یک دلهره ی دیگر می بندد و این کنجکاوی را برای مخاطبش ایجاد می کند که واقعا این افراد دیوانه چه کسانی بودند؟ نکته ی دیگری که وضعیت را بغرنج تر خواهد کرد اینجاست که همه چیز بر اساس یک اتفاق هولناک واقعی بود.

نام: غریبه ها: شکار در شب (strangers prey at night)(2018)

کارگردان: یوهانس رابرتس

امتیاز: ۱۰ / ۶٫۵

بخوانید: نقد فیلم قتل در قطار سریع السیر شرق (۱۹۷۴)

تگ

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن