برترین هامعرفی فیلم

دنیای سینمایی مارول از بهترین تا بدترین‌ها

به طور کلی، دنیای سینمایی مارول دستاوردی مهم و غیرقابل ​انکار در دنیای بزرگ سینما محسوب می‌گردد. این دنیا با ایده‌​ای ساده آغاز شد؛ ریسکی بزرگ درست پس از تیتراژ پایانی اولین فیلم: “شما وارد جهانی بزرگتر شده​‌اید. فقط هنوز چیز زیادی از آن نمی​‌دانید.” این ایده در فیلم‌​هایی مرتبط به هم شکوفا شد، فیلم‌​هایی با نتایج خارق​‌العاده و البته گاها نیز ضعیف. از آنجا که مدت کمی از اکران جدید​ترین عضو این خانواده، یعنی “جنگ ابدیت” می‌​گذرد، تصمیم گرفتیم تا نگاهی به فیلم​​‌های این دنیا انداخته، و فهرستی از آن‌​ها را، از بدترین تا بهترین، با شما به اشتراک بگذاریم. با آلبالو همراه باشید.

Marvel, Iron Man, Robert Downey Jr, Scarlett Johansson, Don Cheadle, Gwyneth Paltrow, The Avengers, مرد آهنی, دنیای سینمایی مارول

۱۹- “مرد آهنی ۲” (Iron Man 2, 2010)

اگر حرف‌​های پر از اعتماد به نفس “نیک فیوری” به “تونی استارک” را در اواخر فیلم “مرد آهنی”، نوعی اعلام موجودیت گروه انتقام جویان بدانیم، “مرد آهنی ۲” حرکتی کاملا در جهت مخالف و حتی مزاحمی اعصاب​‌خوردکن بر دست​آوردهای آن خواهد بود.

“مرد آهنی ۲” فیلمی است که از بار بسیار زیادی که بر دوش آن نهاده شده رنج می‌​برد، و عوامل فیلم نیز به نظر می‌​رسد نمی‌​توانند توافق کنند که چه چیزی باید در اولویت قرار بگیرد. بله، معرفی کردن و ساختن تیمی به بزرگی انتقام جویان زمان نیاز دارد، اما “مرد آهنی ۲” با معرفی “بیوه سیاه” (اسکارلت جوهانسون) آن هم بدون آنکه شخصیت او کوچک‌​ترین شکلی به خود گرفته و آنطور که باید به مخاطب معرفی شود، اصلا کمکی به این هدف نمی‌​کند. هرچند کمی “کولسان” را به آن اضافه می​‌کنند، که البته هنوز کمی خام است، اما “کلارک گرگ” تمام تلاشش را به کار می‌​گیرد تا شخصیتش به بهترین شکل ظاهر شود، هرچند که انگار تمام دیالوگ‌​هایش به نوعی تیزر فیلم “ثور” (Thor) هستند که قرار است تابستان اکران شود.

تازه بهتر است در مورد مسمومیت پالادیومی تونی و اینکه پدرش چطور یک دهه قبل درست همان چیزی را اختراع کرده که پسرش قرار است برای زنده ماندن به آن نیاز داشته باشد، و بعد هم نقشه‌های آن را در یک میز مخفی کند، حرفی نزنیم. هرچند که واقعا برایم سوال شد که نکند اختراعات انقلابی و بزرگ دیگری نیز بوده‌​اند که نقشه‌هایشان ممکن است در برخی دیگر از اثاث منزل، مثلا شاید حتی یخچال، مخفی شده باشد.

بهترین وجه “مرد آهنی ۲″، “جاستین همر” (سم راکول) است، که به خوبی خود را از این کشتی در حال غرق شدن نجات می​‌دهد. او خود را درگیر داستان “انتقام جویان” نمی​‌کند، بازیگری بی​‌حال و بی​‌رمق “رورک” را به سخره می‌​گیرد، و خب هر لحظه نیز به بهترین شکل در مقابل دوربین ظاهر می​‌شود. این درست مشکل اصلی “مرد آهنی ۲” است؛ اینکه بازیگری که نقش اصلی را ندارد، تمام صحنه را به خود اختصاص دهد؛ مدرکی بر گم شدن عنصری اساسی که نباید گم می‌​شد.


Marvel, Doctor Strange, Benedict Cumberbatch, Tilda Swinton, Chiwetel Ejiofor, Rachel McAdams, The Avengers, دکتر اسرنج, دنیای سینمایی مارول

۱۸- “دکتر استرنج” (Doctor Strange, 2016)

“دکتر استرنج” فیلمی واقعا عجیب است. در تلاش است تا حسی مشابه سایر آثار مارول، خصوصا “مرد آهنی” و “محافظان کهکشان” به مخاطب ببخشد، اما با وجود آنکه وارد دنیای جادو می‌​شود، در نهایت به نظر خشک و نه چندان دلچسب به نظر می‌​رسد. مارول گویا به دنبال آن بوده تا در همان زمین بازی همیشگی مخاطب را سرگرم کند، چرا که خودشان می‌​دانستند که جادو ریسکی بزرگ است، اما هنگامی که نوبت به مارول و این فیلم می​‌رسد تا مخاطبان را جادو کنند، در آن شکست می‌​خورند.

متوجه دشواری​‌ای که این فیلم با آن روبرو بوده است، هستم؛ قوانین جادو، چیزی که اگر به خوبی در نظر گرفته نشود، همه چیز را خراب خواهد کرد. با این وجود این فیلم زیادی بر داستان فوق تکراری “مردی بداخلاق که به آرامی به مردی مهربان تبدیل می​‌شود” تمرکز می​‌کند، داستانی که مارول قبلا به آن پرداخته است و این بار نیز بسیار بیشتر از قبل این داستان را به طرز ناخوش‌​آیندی دنبال می‌​کنند. “بندیک کامبربچ” به خوبی از پس نقش اول بودن برمی‌​آید، اما همواره حسی همراه تماشاکننده است که انگار این صحنه را قبلا دیده‌​ام، مثلا در فیلم “تلقین” (Inception).

شاید قوی‌​ترین بخش داستان فیلم، رویارویی استرنج با این واقعیت باشد که باید با ناقص بودن کنار بیاید. هرچند که به نظرم فیلم بهتر و بیشتر از این‌​ها می​‌توانست روی این موضوع تمرکز کند، اما به طور کلی از نقطه اوج فیلم، یعنی استرنج لذت بردم، مردی که تمام زندگی‌​اش را به مبارزه با مرگ سپری کرده است حالا باید مرگ را در آغوش کشد تا بشریت را نجات دهد. بله، این حداقل وظیفه قهرمانان دنیای مارول است، اما اینکه استرنج این کار را بکند، درست همان چیزی بود که تکامل شخصیتش به آن احتیاج داشت.

اما با وجود تمام این​‌ها، “دکتر استرنج” در کل ناامیدکننده است. پتانسیل بازیگرانی بسیار عالی را بیهوده برای شخصیت‌​هایی نچسب تلف می‌​کند، و به گونه​‌ای ناموفق تلاش می‌​کند تا کمی طنز از سایر فیلم​‌های مارول قرض بگیرد. پس از اتمام این فیلم برای اولین بار با خودم گفتم که اشکالی ندارد اگر این فیلم دنباله‌​ای نداشته باشد.


Marvel, The Incredible Hulk, Bruce Banner, Mark Ruffalo, Genelle Williams, Liv Tyler, Edward Norton, The Avengers, هالک, دنیای سینمایی مارول

۱۷- “هالک شگفت‌‌انگیز” (The Incredible Hulk, 2008)

شاید کمی ناعادلانه باشد که بخواهیم “هالک شگفت‌‌انگیز” را جزو فیلم​‌های دنیای سینمایی مارول در نظر بگیریم، خصوصا با در نظر گرفتن این واقعیت که این فیلم مدت‌​ها پس از ساخته شدن به این خط داستانی اضافه شد. تعدادی تصویربرداری​اضافی به میدان آمد​ه‌​اند تا کمی به آن کمک کنند به دنیایی بزرگتر از خودش ملحق شود، مثلا تصویری کوتاه از لوگوی شرکت “صنایع استارک”، اما این فیلم در نهایت برای آن ساخته شده بود که روی پای خودش بایستد، چیزی که به نظر اصلا هم بد نیست. به شخصه معتقدم این موضوع که این فیلم​‌ها دنیایی یکسان را با یکدیگر سهیم شده‌​اند، از ارزش آن‌ها نمی‌​کاهد و بلکه حتی آن‌​ها را بعضا جذاب‌​تر نیز می‌​سازد.

مشکل اصلی این فیلم بیشتر این است که خودش را آنقدر از سایر فیلم‌​های این مجموعه جدا می‌​‌کند که به نظر می‌​رسد در تنهایی خودش غرق شده است. وقتی “هالک شگفت‌‌انگیز” را با فیلم سال ۲۰۰۳ “آنگ لی” مقایسه می‌​کنیم، اولین سوال شاید این باشد که آیا این شخصیت به تنهایی می‌​تواند از پس فیلم خودش بر بیاید یا لازم است تا ابرقهرمانی دیگر از دنیای مارول با او همراه شود؟ با شخصیتی روبرو هستیم که از نیروی خودش متنفر و وحشت‌زده است و نیاز دارد تا فردی به او انگیزه استفاده از این نیرو را داده و کمی حس تعلق به “بروس بنر” تنها ببخشد.

“هالک شگفت‌‌انگیز” زودتر از موعد به دنیای سینمایی مارول ملحق می‌​شود و این باعث می‌​شود تا بیش از هر چیز دیگر آن را نوعی انحراف بدانم که نمی‌​توان از انرژی‌​اش بهره برد و آهنگ و صدا و حالت مناسب و درخور فیلمی از دنیای مارول را ندارد. تا پیش از آنکه “ویلیام هرت” در “جنگ داخلی” ظاهر شود، این تنها فیلمی بود که بازیگرانش در سایر فیلم‌​های مارول حضور نداشتند. بازی “ادوارد نورتون” به عنوان بنر قابل قبول است، اما “مارک روفالو” بازیگری بسیار قادرتر برای نسخه‌​ای بهبود یافته از این نقش است. به نظر می​‌رسد مارول در آن زمان هنوز نمی‌​دانست در آینده چه برنامه​‌ای برای هالک خواهد داشت و همین موضوع باعث شد تا همه چیز کمی ضعیف‌​تر از حد انتظار پیش برود.

در کل “هالک شگفت‌‌انگیز” فیلم بدی نیست، اما به شکل دردناکی خام و عادی به نظر می‌​رسد و مدام تلاش می‌​کند تا کمی رنگ و بویش را عادی کرده و شخصیت اصلی‌​اش را محبوب کند. در هر صورت این فیلم از نسخه قبلی بهتر عمل می‌​کند و مقدمه‌​ای می​شود بر پیشرفت شخصیت این ابرقهرمان.


Marvel, Ant-Man, Scott Lang, Paul Rudd, Evangeline Lilly, Michael Douglas, The Avengers, مرد مورچهای, دنیای سینمایی مارول

۱۶- “مرد مورچه‌‌ای” (Ant-Man, 2015)

اگر کمی به مشکلات فراوانی که “مرد مورچه‌‌ای” در حین ساخت با آن‌​ها روبرو بود فکر کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که بسیار بهتر از آنچه که می​‌توانست از آب درآمد. اما با این وجود، به نظر می‌​رسد این فیلم در میان دو ایده کلی گرفتار شده است و در نهایت نیز به سمت ایده​‌ای متمایل می​‌شود که هیجان و جذابیت کمتری دارد، و آن رها کردن “ادگار رایت” و سپردن کارگردانی به “پیتون رید” است. به شخصه منتظرم تا ببینم “مرد مورچه‌​ای و زنبورک” (Ant-Man and the Wasp) چگونه خواهد شد؛ چرا که حداقل “مرد مورچه‌​ای” فعلا بیشتر “اولین سرقت بزرگ من” بوده است تا فیلمی به سبک مارول.

“مرد مورچه‌‌ای” هرآنچه لازم است در خود دارد، هرچند که کمی زیادی ساده شده به نظر می​‌رسد؛ به طوری که “کوین فیگ” می‌​تواند به آن اشاره کرده و بگوید “ما به دنبال فیلم ابرقهرمانانه نبودیم، بلکه قصد داشتیم سرقتی بزرگ را به شیوه مارول به نمایش بگذاریم” و بعد هم آن را با “سرباز زمستان”، فیلمی سیاسی مناسب دهه هفتاد مقایسه کند، فیلمی دیگر که کمی از ژانرش فاصله گرفت. در هر صورت عادلانه نیست اگر “مرد مورچه‌​ای” را فیلمی ابرقهرمانانه ندانیم، خصوصا که اگر کمی انتظارات را متعادل‌​تر کنیم و از دید ژانر سرقت​‌گونه به آن نگاه کنیم واقعا فیلمی لذت‌​بخش خواهد شد.

در هر حال “مرد مورچه‌‌ای” می‌​توانست بیش از این​‌ها اوج بگیرد. داستان بسیار عالی بود، پدری که دنبال راهی است تا به زندگی دخترش بازگردد، این داستان بسیار متفاوت از ۴ فیلم قبلی دنیای سینمایی مارول و داستان مشابه آن​‌ها، “سقوط چیزی بزرگ از آسمان” است. اما اینبار شخصیت اصلی، “اسکات لنگ” (پاول راد) به اندازه کافی رشد نمی‌​کند و “درن کراس” (کوری استال) نیز به اندازه کافی به عنوان یک شخصیت منفی پیچیده و قوی نیست؛ دنیای کوانتوم نیز می‌​توانست بسیار هیجان‌​انگیز به نظر برسد، اما در نهایت در بهترین حالت یک شبه‌​دنیای لوله‌نمای ساده است.

خوشبختانه فیلم نهایتا به چیزی بزرگتر و فراتر در گوشه‌​ای از این دنیا اشاره می​‌کند، و این باعث می‌​شود بر خلاف آنکه “مرد مورچه‌‌ای” نتوانست به تمام اهدافش دست یابد، به عنوان یک فیلم حاشیه‌​ای دنیای مارول نسبتا موفق و کمی دلربا ظاهر شود.


Marvel, Thor, Chris Hemsworth, Tom Hiddleston, Natalie Portman, Anthony Hopkins, The Avengers, ثور, دنیای سینمایی مارول

۱۵- “ثور” (Thor, 2011)

داستان “ثور” کمی خلاف انتظار پیش می‌​رود؛ یک جنگجوی قدرتمند خدا مانند با قدرت‌​های خارق​‌العاده، که قدرت‌​هایش را گرفته و او را در نیو​مکزیکو رها کرده‌​اند. باید خدا را شکر کنیم که ایده ضعیف کارگردان این فیلم، “کنت برانا”، در فیلم‌​برداری با زاویه اریب، در هنگام انتخاب بازیگران، خصوصا “کریس همزورث” و “تام هیدلستون” با او همراه نشده است. بخش زیادی از موفقیت دنیای سینمایی مارول مستقیما از استعداد این دو بازیگر برآمده است که قطعا اگر در انتخاب آن‌​ها کوچکترین اشتباهی رخ می​‌داد در نهایت به شکست تمام فیلم‌​های این مجموعه منجر می‌​شد. شاید بتوان این موضوع را راجع به سایر فیلم‌​های مارول نیز گفت، اما حداقل در “ثور”، برانا عملا دو بازیگر ناشناخته را پیدا کرد و به آن‌​ها به عنوان پلی میان سرزمین آزگارد و زمین خودمان، اعتماد کرد؛ و این یک موفقیت تمام عیار برای این کارگردان است. از اینرو با درخشش همزورث در نقش ثور، حتی اگر قدرت‌‌​های خدا مانندش از او گرفته شده باشد، برایتان مهم نخواهد بود و فیلم و داستان درگیری درون خانواده سلطنتی آزگارد، میان همزورث و هیدلستون برایتان بسیار جذاب به نظر خواهد رسید.

متاسفانه سایر بخش‌​های فیلم به خوبی این دو بازیگر اصلی آن نیست. در مورد لوکی شخصا او را به اندازه ثور، شخصیت اصلی می​‌دانم و معتقدم دقیقا همین موضوع است که او را به شخصیت منفی‌​ای بسیار خوب تبدیل کرده است. امیدوارم مارول به خوبی از این تجربه در سایر فیلم‌​هایش و در مورد شخصیت‌​های منفی و شرور آن‌​ها استفاده کند. در هر صورت برانا با موفقیت آزگارد را زنده می‌​سازد و در این کار آنقدر تحسین‌​برانگیز عمل می‌​کند که زمین در مقایسه با آن، عملا سیاره‌​ای مرده به نظر می‌​رسد. اما جدا از این موضوع، با گذشت زمان به نظر می‌​رسد که تمایل ثور به فدا کردن خودش برای دیگران صفتی مشابه دیگر ابرقهرمانان مارول و مشابه نقطه اوج دیگر فیلم​‌های آن است؛ از اینرو اگر تنها شرط صاحب شدن چکش قدرتمند ثور همین باشد، دیگر ابرقهرمانان مارول نیز باید بتوانند آن را بلند کنند.


Marvel, Thor: The Dark World, Chris Hemsworth, Tom Hiddleston, Natalie Portman, Anthony Hopkins, The Avengers, ثور: دنیای تاریک, دنیای سینمایی مارول

۱۴- “ثور: دنیای تاریک” (Thor: The Dark World)

“ثور: دنیای تاریک” یکی از آن فیلم‌​هایی است که در یک لحظه واضح و مشخص، از فیلمی ضعیف و در حال تقلا، به فیلمی عالی و با‌شکوه تبدیل می‌​شود. شاید برای همین است که آغاز فیلم را باید مراسم تشییع “فریا” دانست، همان سناریوی معروف مرگ یک شخصیت زن برای انگیزه دادن به شخصیت اصلی مرد؛ اما نباید از این موضوع غافل شد که زمان زیادی طول می​‌کشد تا فیلم به این نقطه مهم برسد. قبل از آن باید ثور افسرده را تماشا کنیم که نه قلمرو را پاکسازی می‌​کند، لوکی که گرفتار زندان شده است، جین که بر روی زمین پرسه می​‌زند، و یک شخصیت منفی جدید که بسیار خشک به نظر می‌​رسد و از مشکلات شخصیتی رنج می​‌برد.

اما پس از تشییع فریا و رها شدن لوکی از بند، فیلم اوج گرفته و انرژی خودش را بدست می‌​آورد. در دو فیلم “ثور” و “ثور: دنیای تاریک”، تمرکز را نباید بر روی ثور یا ثور و جین گذاشت. نقطه اصلی این فیلم​‌ها رابطه میان ثور و لوکی است، همان چیزی که فیلم انرژی‌​اش را از آن می‌​گیرد. حتی پس از “مرگ” لوکی، حضور او احساس می‌​شود و تبدیل به انگیزه​‌ای برای ثور می​‌شود و فیلم نیز انرژی خاصی از رابطه میان این دو برادر دریافت می‌​کند.

واضح است که فیلم‌​های ثور به مقداری طنز احتیاج دارند. نیمه اول خصوصا شدیدا جدی و خشک است، اما نیمه دوم ضربات کمی از طنز در خود جای داده است و لحظاتی نیز هستند که به یاد خواهند ماند و کمی به فیلم هویت می‌​بخشند. شاید “ثور” را بتوان در برخی مواقع کمی دست​‌وپا چلفتی دانست، اما به هرحال خودش که همه چیز را بیش از حد جدی می​‌گیرد. وقتی فیلم اینگونه در جهان‌​های مختلف دنبال می‌​شود، نیازی نیست به دنبال این باشیم که تا چه حد می​‌توانیم فیلمی جدی بسازیم، شاید بهتر باشد کمی به خدای صاعقه اجازه دهیم تفریح کند.

بخوانید: نقد و بررسی اولیه “انتقام جویان: جنگ ابدیت” (Avengers: Infinity Wars) *بدون اسپویلر*

1 2 3برگه بعد
مرجع
collider
تگ

مقاله های مرتبط

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن