برترین هامعرفی فیلم

دنیای سینمایی مارول از بهترین تا بدترین‌ها

Marvel, Iron Man, Captain America, Chris Evans, Chris Hemsworth, Tom Hiddleston, Robert Downey Jr, Samuel L. Jackson, The Avengers, Black Widow, Thor, Infinity War, Thanos, Black Panther, Scarlett Johansson, Guardians of the Galaxy, Hulk, جنگ ابدیت, دنیای سینمایی مارول, انتقام جویان

۱۳- “انتقام جویان: جنگ ابدیت” (Avengers: Infinity War, 2018)

از یک طرف “انتقام جویان: جنگ ابدیت” پر از صحنه‌​های سرگرم​ کننده است و تمام تلاشش را نیز به کار می‌​گیرد تا بزرگترین جاه​‌طلبی یک استودیوی سینمایی را به تصویر بکشد و همه ابرقهرمانان دنیای سینمایی مارول را در یک فیلم دور هم گرد آورد. جدا از آن سعی شده است تا شخصیت‌​هایی که تاکنون ارتباطی با هم نداشته‌​اند، تیم شده و با هم بگردند، از “ثور” و “راکت” و “گروت” گرفته تا “هالک” و “ماشین جنگ” که به واکاندا آمده‌اند. خلاصه مطلب آنکه “انتقام جویان: جنگ ابدیت” به نمایشی باشکوه از وسعت دنیای سینمایی مارول تبدیل شده است که به راحتی مخاطب را مجذوب و متحیر خود می‌​سازد.

اما همین بزرگترین نقطه قوت فیلم که جمع کردن این تعداد از ابرقهرمانان در کنار یکدیگر است، به نقطه ضعف اصلی آن نیز تبدیل می​‌شود. از آنجا که فیلم تلاش می​‌کند برای یکایک آن‌​ها وقت بگذارد، در نهایت به هیچکدام از آن‌​ها آنطور که باید، نمی‌​رسد. همه شخصیت‌ها در انتهای فیلم همان شخصیت‌​های در آغاز آن هستند. هیچگونه تصفیه‌سازی، شناخته شدن و یا رشدی صورت نمی‌​گیرد. شاید تماشای چالش شخصیت‌​ها در کنار آمدن با یکدیگر سرگرم​‌کننده باشد، اما باعث می​‌شود “انتقام جویان: جنگ ابدیت” بر خلاف سایر فیلم‌​های دنیای سینمایی مارول به فیلمی تقریبا پوچ تبدیل شود.

خوشبختانه با یک شخصیت منفی بسیار قوی روبرو هستیم که البته انگیزه​‌اش کمی بر خلاف خود او ضعیف به نظر می​‌رسد؛ راه حل او برای جمعیت زیاد جهان، کشتار نیمی از آن‌​هاست؛ خوشبختانه بازی “جاش برولین” نیز توام با همان دلسوزی و خستگی‌​ای است که شخصیت او به آن نیاز دارد. فیلم به شکل عاقلانه‌​ای از بی​‌رحمی شخصیت او فاصله می‌​گیرد و به جای آن به سراغ اراده او برای انجام کاری می‌​رود که فکر می‌​کند مجبور به انجام آن است حتی اگر قلبا مایل به آن نباشد. در نهایت باید گفت شاید انتقام جویان عنوان فیلم را در اختیار داشته باشند، اما این فیلم متعلق به “تانوس” است.


Marvel, Iron Man, Captain America, Chris Evans, Chris Hemsworth, Tom Hiddleston, Robert Downey Jr, Samuel L. Jackson, The Avengers, Black Widow, Captain America: Civil War, Scarlett Johansson, کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی, دنیای سینمایی مارول, انتقام جویان

۱۲- “کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی” (Captain America: Civil War, 2016)

اولین بار که به تماشای “کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی” نشستم، به شدت به آن علاقه‌​مند شدم و هنوز هم معتقدم این فیلم ابعاد جالب بسیاری در خود دارد. به نظرم مارول در این فیلم تلاش کرد تا با قرار دادن شخصیت‌​های اصلیش مقابل هم و در موقعیتی غلط، قدرت آن​‌ها را نشان دهد، اما حتی با این وجود نیز همچنان این شخصیت‌​ها دوست​‌داشتنی هستند و با تمام شدن “جنگ داخلی” قرار نیست میان کاپیتان آمریکا یا مرد آهنی یک نفر را انتخاب کنیم و حتی به شخصه دوست دارم که شاهد درست شدن روابطشان در آینده باشم. فیلمی که داستانش را فرای زندگی و مرگ می​‌یابد و چیزی که بر سر آن ریسک می‌​کنند فقط یک قرار میان چند نفر نیست، بلکه گروه انتقام جویان است. خوشبختانه می​‌دانیم که به زودی در جریانات “جنگ ابدیت” انتقام جویان دوباره دور هم جمع خواهند شد و “جنگ داخلی” پایان آن​ها نیست.

با این وجود “جنگ داخلی” فیلمی پر تلاش است که محوریت اصلی این تلاش‌​ها نیز ایده نظارت دولت بر فعالیت ابرقهرمانان است و اینکه آیا وظایف شخصی ایشان مهم​تر از تعهد آن​ها نسبت به گروه انتقام جویان است یا خیر. فیلمی بزرگ و باشکوه که تمام عناصر لازم را برای آن دارد. بخش​هایی از فیلم تکان​دهنده به نظر می​رسند و به عنوان مثال معرفی مرد عنکبوتی به یکی از آن عناصر جذابیت “جنگ داخلی” تبدیل می​شود، شخصیتی که اهمیت خاصی دارد و البته برای مخاطبین نیز بسیار دوست​داشتنی است.

اما آن چیزی که باعث میشود در مورد “جنگ داخلی” بیشتر تامل کنم، این است که شدیدا شایسته اما فارق از شخصیت است. برادران روسو به خوبی نشان دادند که می​توانند رویای بزرگ دنیای سینمایی مارول را که سال​هاست برای آن زحمت می​کشند به نمایش بگذارند، رویایی که می​گوید: “مرا به سریال تلویزیونی بسیار پرهزینه​ای تبدیل کنید.” فیلم شاید به خوبی بتواند از پس اجرای ایده​هایش برآید و مکالمات بسیار خوبی بین ابرقهرمانان برقرار سازد، اما در نهایت هیچ چیز شجاعانه ​ای در خود ندارد. به نظرم شاید همراه کردن این تعداد شخصیت کار مهم و سختی باشد اما هنوز هم فیلم در سطح ایده بزرگ آن نیست.

در کل “کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی” فیلمی بسیار خوب است و برای آن بسیار تلاش شده است اما در مقابل فیلم​های دیگری که از مارول دیدیم و خصوصا فیلم​های ابرقهرمانی سال ۲۰۱۶ به سختی می​تواند سربلند بایستد.


Marvel, Spider-Man: Homecoming, Tom Holland, Michael Keaton, Jon Favreau, Zendaya, Robert Downey Jr, مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه, دنیای سینمایی مارول

۱۱- “مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه” (Spider-Man: Homecoming, 2017)

این فیلم بسیار خنده​‌دار و سرگرم‌کننده است. برای طرفداران مرد عنکبوتی، “مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه” درست همان فیلمی است که تمام طول زندگیشان را منتظر ساخته شدنش بوده‌​اند، خصوصا پس از تجربه ناموفق مجموعه فیلم‌​های “سم ریمی” و “مارک وب”. چه شما طرفدار فیلم​‌های این دو کارگردان باشید و چه نباشید، “بازگشت به خانه” فیلمی است که عمیقا خود را غرق دنیای نوجوانی و سال‌​های دبیرستان “پیتر پارکر” کرده و تجربه‌​ای متفاوت و جدید در دنیای فیلم‌​های ابرقهرمانان خلق می​‌کند.

اما آن ویژگی خاص که “مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه” را متفاوت می‌​سازد تمام آن تفاوت‌​های ریز اما زیبای لحاظ شده در آن هستند. در این فیلم مرد عنکبوتی تازه​‌کار و ناپخته و پیتر پارکر بازیگوش و کنجکاو و البته کمی کوچک به نظر می‌​رسد. او شاید بتواند تعدادی کمد را با یک دست بلند کند، اما حتی از دختری که به او علاقه دارد هم کوتاه قدتر است. اما به جای آنکه از زیر بار مسئولیت‌​هایش شانه خالی کند یا به دنبال راهی برای پرداخت قبض‌​ها باشد، تمام تمرکز خودش را بر چگونگی یک قهرمان بودن گذاشته است حتی با وجود آنکه کوچکترین ایده‌​ای از آن ندارد. ساخته شدن چنین شخصیتی که حتی لحظه‌​ای از رویای خودش که یک قهرمان شدن است، دست برنمی‌​دارد، بسیار شیرین است.

تنها چیزی که باعث می‌​شود “بازگشت به خانه” جزو بهترین‌​های دنیای سینمایی مارول حساب نشود این است که هیچ ریسکی نمی​‌کند. شاید در قسمت‌​های بعدی از فیلم​‌های مرد عنکبوتی شاهد این ریسک‌​ها باشیم، اما حداقل در “بازگشت به خانه” تمام تلاش بر این بوده است که فیلمی صرفا دوستانه و خانوادگی ساخته شود. فیلمی شاد که حتی به نام “عمو بن” هم اشاره​‌ای نمی‌​کند و این مرا خوشحال می‌​کند که در تلاش‌​اند تا از هرگونه تراژدی و غمی دور شود. از اینرو است که این فیلم را شدیدا مفرح می‌​دانم، هرچند که شاید به اندازه سایر فیلم‌​های مارول نتواند مخاطب را به وجد آورد.


Marvel, Guardians of the Galaxy, Chris Pratt, Zoe Saldana, James Gunn, Dave Bautista, Vin Diesel, نگهبانان کهکشان, دنیای سینمایی مارول

۱۰- “نگهبانان کهکشان” (Guardians of the Galaxy, 2014)

یک فیلم سرگرم‌کننده اما نه چندان عمیق و چالش ​برانگیز؛ که اصلا هم جای ناراحتی ندارد خصوصا زمانی که فیلمتان اینگونه سرگرم​‌کننده است. با نگاهی مجدد به “نگهبانان کهکشان”، کمی عجیب است که چگونه برخی آن را به عنوان فیلمی “عجیب و غریب” نقد کردند، در حالی که واقعا کاملا معمولی است، و این تنها کمبود خلاقیت در دنیای هالیوود است که “نگهبانان کهکشان” را متفاوت از سایرین می‌​سازد. هیچ چیز ذاتا غیر معمولی در مورد شخصیت​‌های مودب و یا دنیای فضایی​‌ها وجود ندارد، و ما نیز پذیرفته‌ایم که این فیلم به جای آنکه بخواهد به روش هالیوود تفکر کند به سراغ روش خود می‌​رود.

واضح است که به هیچ وجه هیچ استودیویی از این فیلم بدون موفقیت فیلم​‌های قبلی دنیای سینمایی مارول حمایت نمی‌​کرد و این محبوبیت و درخشش نام مارول است که به مردم کمک کرد تا برای تماشای این فیلم به سالن‌​های سینماها بیایند، در کل نیز “نگهبانان کهکشان” یک فیلم نسبتا آرام است. گروهی از فراریان از قانون که موجوداتی ذاتا بد نیستند، بلکه بیگانه و طرد شده‌​اند، بیگانگانی دوست​داشتنی. امیدوارم در دنباله این فیلم تنها عضو زن این گروه، “گامورا”، به خودش اجازه دهد کمی سرگرم‌​کننده‌​تر ظاهر شود و صرفا به بازی کردن به عنوان یک زن جدی که همراه تعدادی مرد جوان شده است که بدنبال خوش​‌گذرانی هستند، ادامه ندهد.

مانند بسیاری دیگر از فیلم‌​های مارول، شما باید بیخیال شخصیت منفی‌​ای خاص در این فیلم شوید (پس شخصیت منفی‌​ای که قصد دارد چیزی بزرگ از آسمان بیندازد چی؟)، تانوس نیز بسیار ضعیف ظاهر می‌​شود (بزرگترین شخصیت منفی دنیای سینمایی مارول که او را فقط در یک تماس تصویری بین کهکشانی می‌​بینیم)، این فیلم در مورد قهرمانان است و این درست نقطه درخشش “نگهبانان کهکشان” است. “استار-لرد”، “گامورا”، “درکس”، “راکت” و “گروت” همگی دوست‌​داشتنی هستند و نویسنده و کارگردان فیلم، جیمز گان به خوبی برای آن​‌ها دنیایی بزرگ، درخشان و رنگارنگ خلق کرد تا در آن بازی کنند.


Marvel, Iron Man 3, Robert Downey Jr, Guy Pearce, Ben Kingsley, Don Cheadle, Gwyneth Paltrow, The Avengers, مرد آهنی, دنیای سینمایی مارول

۹- “مرد آهنی ۳” (Iron Man 3, 2013)

“مرد آهنی ۳” یکی از فیلم‌​های جذاب و باور​نکردنی دنیای سینمایی مارول است. فیلمی است که باید کل بار “انتقام جویان” را بر دوش خود حمل کند، اما به جای آن فقط این میراث را از بین برده و رها می‌​کند و از مسئولیت بودن بخشی از یک جهان مشترک شانه خالی کرده و به انجام کارهای خود مشغول می‌​شود. یک ناامیدی تمام عیار برای مخاطبین و انتظاراتشان، اما این عدم برتری نیز خود بخشی از جذابیت فیلم است.

شین بلک فیلم‌سازی است که دوست دارد با قراردادهایش در بیافتد، بنابراین شاید او بهترین انتخاب برای ساخت اولین فیلم پس از “انتقام جویان” نبود. با این حال اگر شما از طرفداران سینمای الهام گرفته از فیلم‌سازان باشید، او یکی از بهترین گزینه​‌های مارول است که به “مرد آهنی ۳” شخصیتی کاملا منحصر به فرد در دنیای سینمایی مارول می‌​بخشد، در حالی که می‌​توانست فیلمی باشد که به راحتی از یاد می‌​رود و در دنیای مارول غرق می‌​شود. “مرد آهنی ۳” یک آزمایش فوق​‌العاده به نظر می​رسد، حتی اگر طرح آن کمی پیچیده و پر از چاشنی باشد.

پیچیدگی “مرد آهنی ۳” اینجاست: شما آن را یک فیلم مستقل می​‌بینید، یا دنباله‌​ای بر دو فیلم “مرد آهنی” قبل، یا دنباله​‌ای برای “انتقام جویان”، و یا ادامه‌​ای از دنیای سینمایی مارول؟ در حالی که به نظر می‌​رسد مارول مطمئن نبوده است که چگونه باید وارد جهان پس از “انتقام جویان” شود، با این حال با توجه به انتخاب بین یک فیلم که بتواند بر اساس شایستگی خود کار کند و یکی که دائما در حال تلاش برای راضی نگه داشتن فیلم‌​های بزرگتر از خود است، من نیز اولین مورد را انتخاب می‌​کنم. “مرد آهنی ۳” یک فیلم جسورانه است که همیشه آنطور که باید، ظاهر نمی​‌شود، اما من شور و​شوق و نگرش آن را دوست دارم.


Marvel, Thor: Ragnarok, Chris Hemsworth, Tom Hiddleston, Tessa Thompson, Cate Blanchett, The Avengers, ثور: رگنراک, دنیای سینمایی مارول

۸- “ثور: رگنراک” (Thor: Ragnarok, 2017)

اگر قرار باشد “ثور: رگنراک” را با یک کلمه توصیف کنیم، آن کلمه قطعا سرگرم‌​کننده است. فیلمی خنده‌​دار، مضحک و احمقانه، همگی به لطف کارگردانی “تایکا وایتیتی”. فیلمی متفاوت از مارول در تلاش برای کمی فاصله گرفتن از دیگر فیلم​های ثور و بسیار جدی بودن داستان آن‌​ها. برخی ممکن است “رگنراک” را ریسکی احمقانه بدانند، اما پس از دو فیلم موفق از مجموعه ثور، زمان آن رسیده بود تا این ابرقهرمان مسیری جدید پیدا کند و از توانایی‌​های “کریس همزورث” نیز به خوبی استفاده شود؛ نتیجه آن نیز فیلمی خنده​دار، شجاعانه، موفق و درخشان شد.

از یک طرف، می‌​توانم به خوبی با افرادی که آرزو داشتند این دنباله ثور نیز بیشتر دنبله‌​رو سبک دو فیلم قبلی بود، همدردی کنم یعنی با همان مرکزیت رابطه ثور و “جین فاستر” و همان دنیای فانتزی-سلطنتی. اما چشم‌انداز وایتیتی روشن است، و البته با موفقیت هم همراه است، و حرکت فیلم​‌های ابرقهرمانانه مارول به سمت حوزه کمدی تخیلی، و استفاده​‌ای قوی از آن برای دادن تعریفی جدید و متفاوت به شخصیت‌​های این فیلم محسوب می​‌شود.

حتی در ضعیف‌​ترین لحظات فیلم، به ویژه زمانی که تلاش می‌​کند وسط صحنه‌​های ضرب و شتم یا لحظات حساس عاطفی و یا صحنه​‌های جدی مربوط به “هلا”، با مخاطب شوخی کرده و او را بخنداند، هنوز هم فیلمی دارید که موفق است. ممکن است هیچ تاثیر عاطفی‌​ای نداشته باشید، اما با دیدن شوخی‌​های بی‌​مزه “کرگ” خنده‌​تان می​‌گیرد. هلا ممکن است آن سایه دلسوزانه کسی مانند لوکی را نداشته باشد، اما شخصیت و بازی کاریزماتیک کیت بلانشت را نمی‌‌​توان نادیده گرفت. به شدت کنجکاو هستم تا ببینم این فیلم شش ماه دیگر چگونه خواهد بود، اما بعد از دو بار تماشا کردن آن، به آسانی آن را جزو بهترین​‌های دنیای سینمایی مارول می‌​دانم.


Marvel, Iron Man, Captain America, Chris Evans, Chris Hemsworth, Tom Hiddleston, Robert Downey Jr, Samuel L. Jackson, Avengers: Age of Ultron, Black Widow, Thor, Scarlett Johansson, Hulk, دنیای سینمایی مارول, انتقام جویان: دوران آلتران

۷- “انتقام جویان: دوران آلتران” (Avengers: Age of Ultron, 2015)

“انتقام جویان: دوران آلتران” با عالی بودن فاصله بسیاری دارد، اما به شخصه آن را به خاطر همین کامل نبودن تحسین می​‌کنم؛ فیلمی است که بزرگترین نقطه ضعف آن، زیادی تلاش کردن است که البته در بخش زیادی از آن نیز برخلاف سایر فیلم‌​های مشابه که برای بزرگتر دیده شدن، تلاش می​‌کنند بزرگ باشند، بسیار خوب عمل می​‌کند. “انتقام جویان: دوران آلتران” تنها استودیوی بزرگی ندارد، بلکه مخاطبین بزرگی پیدا کرده است که به دنبال دنباله‌​ای بزرگتر بر فیلم قبلی انتقام​ جویان هستند، که خوشبختانه در این فیلم با ایده‌​هایی بزرگ نیز همراه می‌​شود.

جایی که “انتقام جویان: دوران آلتران” می​‌توانست کمی بهتر و قوی​‌تر باشد، در شخصیت​‌سازی آلتران است. “جیمز اسپادر” (صدا پیشه آلتران) تمام تلاشش را می‌​کند، اما در نهایت آنگونه که باید این شخصیت را نمی​‌شناسیم و شکافی عمیق میان شخصیت منفی مورد نظر “جاس ویدون” و واقعیت آن در فیلم، ایجاد می‌​شود. در شخصیت او، به اندازه کافی پلیدی و شرارت، ناراحتی و اندوه و انسانیت در این ربات رها شده، دیده نمی‌​شود و در حالی که از انتقام جویان نیز متنفر است، به نظر می‌​رسد این تنفر تنها به این دلیل است که آن‌​ها شخصیت‌​های اصلی فیلم هستند و نه تفاوت‌​های عقیدتی میانشان. علاوه بر این، آلتران شخصیتی است که خودش یا بخش‌​هایی از وجودش باید از درون “مرد آهنی ۳” زاده می‌​شد (البته در صورتی که استودیو مارول قصد داشت روی دیدگاه انسجام فیلم‌​هایش تمرکز کند، چرا که همانطور که گفتم “مرد آهنی ۳” فیلمی درست در میان متصل بودن به سایر فیلم‌​های دنیای سینمایی مارول و فیلمی جداگانه و رها از قید و بند است).

بخش‌​های زیادی از “انتقام جویان: دوران آلتران” نیز هستند که بسیار عالی پیش می‌​روند. مثلا نبرد هالک و مرد آهنی درست همان چیزی است که مدت‌​هاست منتظر آن بودیم. رابطه میان هالک و بیوه سیاه نیز خود بسیار زیبا، متفکرانه و الهام‌​بخش است. شاید ضعف این فیلم در این باشد که به خوبی انتظارات مخاطب را برآورده نکرده است، اما انصاف در این است که “انتقام جویان: دوران آلتران” را آنگونه که هست بررسی کنیم تا آنچه که ویدون به خوبی از پس آن برآمده در سایه این دید محو نشود. اگر ویدون در جایی از داستان این فیلم آن چیزی را که باید به نمایش نگذاشته است، بد نیست او را مطلع کنیم، اما نباید او را مجبور کنیم فیلمی را بسازد که ما نویسنده و خالق آن هستیم.

بخوانید: مرد مورچه‌ای (Ant-Man): بدترین در دنیای سینمایی مارول

برگه قبل 1 2 3برگه بعد
مرجع
collider
تگ

مقاله های مرتبط

نظر شما چیست؟

avatar
  عضویت  
اشاره به موضوع
بستن
بستن